اطلاعیه

به اطلاع کلیه بازدید کنندگان میرساند جهت برقراری ارتباط ومطرح کردن سوالات به آدرس الکترونیکی زیر ایمیل بزنید:

                               cr7cronaldo77@gmail.com

كريستيانو ، همچنان صدرنشين جدول كفش طلا

كريستيانو همچنان آمار خوبي را از خود به جا مي گذارد .
كريستيانو سه هفته است كه نتوانسته در لاليگا گلزني كند .آخرين گلش را در 20 دي زده است كه در ا» روز در برابر ويارئال هت تريك كرد اما بعد از آن ، سه هفته دچار طلسم گل نزدن شد .
با وجود اين طلسم ، او همچنان صدرنشين جدول كفش طلا با 22 گل زده است . فيفا ، گلي كه در بازي رفت برابر سوسيه داد زد را به نام او ثبت نكرده است ، بلكه به نام په په ثبت شده است.
يكي از چالش هاي كريستيانو شكستن ركور تاريخي هوگو سانچز و تلمو زارا با زدن 38 كل در يك فصل است . او در 21 بازي لاليگايي ، 22 گل زده است و تنها 17 گل تا شكستن آن ركورد فاصله دارد .

 

چند والپیپر فوق العاده از کریس

چند والپیپر زیبا کریس در یک فایل زیپ.

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.

 

اگه نظر ندین دیگه چیزی آپ نمیکنم.....

ادامه نوشته

كريستيانو رونالدو :" قهرماني دهمين چمپيونزليگ، ‌بهترين هديه تولدم است "

كريستيانو رونالدو ، 26 سالگي خود را جشن مي گيرد .
ساس ، غول ، امپراطور ، ال سيد و ... همه اين ها صفاتي هستند كه به يك نفر ارجاع داده مي شوند : كريستيانو رونالدو . اين مهاجم پرتغالي كه امروز 26 ساله مي شود ، اصلي ترين ستاره تيم فعلي رئال مادريد است و حالا هدفش شكستن طلسم جام نبردن اين تيم ، از فصل 08-2007 به بعد است . اين ستاره به آس گفت :" قهرماني دهمين چمپيونزليگ ، بهترين هديه ايست كه مي توانم دريافت كنم . كل تيم و كادر فني تمام تلاش خود را مي كنند تا به اين هدف واحد خود برسند . "
با اين كه فقط دو سال است كه در رئال مادريد بوده ، اما سخنانش ،‌عشق به پيراهن سفيد رئال مادريد را معنا مي كنند . كريستيانو مي داند كه اين تازه اولين فصلي است كه تيم زير نظر مورينيو كار مي كند و هنوز بايد منتظر ماند . بازيكن پرتغالي ، سپس به تمجيد از مربيش پرداخت :" مورينيو صحيح ترين گزينه براي قهرمان كردن رئال مادريد است . همه اميدواريم كه سال خوبي در انتظار رئال مادريد باشد . حقيقتا كار كردن با فرد جاه طلبي مثل مورينيو را دوست دارم . "
كريستيانو فقط دو بار در روزهاي تولدش بازي كرده است . اولي در فصل 03-02 در پيراهن اسپورتينگ ليسبون در برابر اسپورتينگ آكادميكا و دومين بار هم در پيراهن منچستر بونايتد در فصل 05-04 در برابر بيرمنگام . در هر دو مورد ، ستاره پرتغالي توانست كه برنده باشد : 1-0 و 2-0 .. حالا كريستيانو امسال تولدش را در آستانه بازي با سوسيه داد جشن مي گيرد ، تيمي كه هنوز به آن گلزني نكرده است . شماره هفت رئال مادريد مي خواهد فردا جشن تولدش را با مادريديستاها تقسيم كند .

دانلود4کلیپ دیدنی از کریس

دانلود گل دیدنی کریس به آ.ث.میلان پیشنهاد میکنم از دست ندی

تشکر یادت نره  

http://www.mediafire.com/?yrt7wmuh8ql6r2z

 

دانلود فیلم دعوای کریس و پاندیانی در بازی با اوساسونا

http://www.mediafire.com/file/hfxcql0c6hf971o/Pandiani__A_Cristiano_le_falta_algn_tornillo_ESPN-2011.flv

دانلود گل رونالدو به هرکولس که هواداران هرکولس رو به سکوت دعوت میکنه

 

http://www.mediafire.com/file/61wo1jymxkbk8ps/HER_v.s_RMA___1_-_2__.wmv

دانلود گل سوم به هرکولس که گل بسیار زیبایی است

http://www.mediafire.com/file/35wan95f1rk0tw6/HER_v.s_RMA___1_-_3__.wmv

یک کلیپ کم یاب


دانلود یک کلیپ که البته مال جام جهانی که کریس هم تو اون هست. ولی چند تا آدم تو کشورمون بیشتر اونو نداران .اگه دانلودش نکنی خیلی ضرر میکنی پس از دستش نده

حجم:۱۸مگابایت  غیر مستقیم 

****دانلود در ادامه مطلب****

ادامه نوشته

دانلود

دانلود گل های کریس به سوسیه داد

****برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه

 

کنید****

ادامه نوشته

به چه چيز دل ببنديم ؟!

رئال مادريد!تيمي که اگر تا سه سال پيش کسي مي گفت امسال در لاليگا قهرمان نخواهد شد ما با کمي تعجب به سمت او نگاه مي کرديم اما ...
مشکلات از کجا شروع مي شوند؟ معضل اصلي کجاست؟ چرا تيم دوسال پياپي نتيجه نگرفته و قهرماني حتي يک جام را هم تجربه نکرده؟ پيشروي هاي بارسلونا با گوارديولا تا کي ادامه خواهد داشت؟ مشکل کجاست؟
چند فاکتور را ميتوان در ايجاد چنين مشکلاتي مطرح کرد که البته همه آنها در يک جمله خلاصه ميشوند و آن هم اينست ............. مديريت ناکارآمد و نه داشتن ثبات کادر فني و بازيکنان
فصل 2008 _ 2009 فصلي بود پرفراز و نشيب. شوستر مربي بود که فصل قبل (يعني 2007 _ 2008) تيم را قهرمان لاليگا کرده بود اما در فصل جديد بعد از چند هفته و کسب نتايج ضعيف جاي خود را به خوانده راموس ميدهد. تنها دو روز پس از آمدن خوانده راموس بر روي نيمکت بازي رفت رئال مادريد _ بارسلونا برگزار مي شود و تيم با شکست دو بر صفر به مادريد بر مي گردد. درست بود که رئال اين بازي را واگزار کرده بود اما متهمان مديران بودند نه خوانده راموس چون فقط دو روز از آمدن اين مربي مي گذشت و طي اين دو روز خوانده راموس نمي توانست معجزه کند ولي .....
خوانده راموس کي بود؟
مربي که از نظر من تاکتيک تهاجمي را در دستور کار قرار مي داد و براي کسب نتيجه دست به هر کاري ميزد از جمله تعويض هاي تهاجمي با ريسک بالا. خارج کردن يک مدافع و آوردن يک مهاجم در مقابل تيمي مثل بارسا و البته در بازي برگشت و درست همين تاکتيک او بود که کار دستش داد و تيم در بازي برگشت (هر چند ابتدا با گل هيگواين جلو افتاد اما) با نتيجه تحقير آميز 6 _ 2 به بارسلونا باخت. نيمه اول با نتيجه 3 بر 1 به نفع بارسلونا تمام شد. تعويض بين دو نيمه و آوردن يک مهاجم بجاي يک مدافع بجاي اينکه دردي را دوا کند اين اجازه را به بارسلونا داد تا بتواند نتيجه را سنگين تر کرده و به سود خود به پايان ببرد.
در آن فصل بارسلونا آنقدر امتياز کسب کرد و رئال آنقدر امتياز از دست داد که بارسلونا حتي 5 يا 6 بازي قبل از پايان ليگ قهرماني اش مسجل شده بود.
فصل 2009 _ 2010 :آمدن فلورنتينو پرز و آمدن بازيکناني چون رونالدو ، کاکا، ژابي آلونسو، آربلوا، البيول و در آخر بنزما. خريد هايي که خوب بودند اما مانوئل پلگريني. آيا او مي توانست تيم رئال را که حال بازيکنان بهتري نسبت به فصل قبل داشت قهرمان حداقل يک جام کند؟ هر چند رکورد هايي هم در پايان فصل براي رئال در لاليگا جابجا شد ولي ما بازهم زير سايه بارسلونا مانديم و با سه امتياز کمتر نسبت به اين تيم دوم شديم. رئال با حقارت از کوپا دل ري حذف شد و در ليگ قهرمانان اروپا سناريوي هميشگي خود را تکرار کرد و از تيم ليون شکست خورد و حذف شد.
آغاز 2010 _ 2011 : شايد اين هيجان انگيز ترين فصل براي رئال بود چون در بين خريد هاي مهم رئال خريدي به اسم خوزه مورينيو هم ديده مي شد. احتياجي به تعريف و تمجيد از او نيست چرا که کارنامه اش گوياي همه چيز است. آمدن بازيکنان مستعدي مثل اوزيل، دي ماريا، کارواليو و خديرا تا حدودي باعث شد که امسال دل به قهرماني در لاليگا ببنديم. ولي .....
چرا رئال مادريد در نيوکمپ زانو زد؟
29 نوامبر روز تلخي براي هواداران رئال مادريد بود. روزي که رئالي ها فکر گرفتن نتيجه از بارسلونا بودند اما .....
مورينيو تا اين لحظه در نيوکمپ پيروز نشده حتي با اينتر در نيمه نهايي. در حالي که بازي برگشت را در نيوکمپ با نتيجه 1 بر 0 واگذار کرد اما اين نتيجه زير سايه برد مرحله رفت (اينتر _ بارسلونا در سن سيرو) قرار گرفت و کسي به اين باخت اهميتي نداد.
ولي شايد به ياد آوردن اين نتيجه براي من و شايد براي شما هواداران مهم بود چون وقتي که 29 نوامبر رئال مادريد در نيوکمپ مقابل بارسلونا قرار مي گرفت همه مي دانستيم که شايد دست خالي از اين مسابقه بيرون بياييم ولي نا اميد نبوديم. تا اينکه .....
هدف ما چيست؟ برد بارسلونا يا کسب جام!!!
اين سوالي است که من قبل از آنکه از شما بپرسم از خودم پرسيدم. و شايد جواب قانع کننده اي دريافت نکردم. در حاليکه چند روز پيش مورينيو گفته بود : هدف من کسب قهرماني براي رئال است نه بردن يک تيم خاص مثل باسلونا.
مورينيو با تيمهاي چون پورتو، چلسي و اينتر قهرمان شده اما دليل اصلي موفقيت اين مربي ثبات تيمي و هماهنگي بوده. مورينيو دو سال با اينتر کار کرد تا توانست اين تيم را قهرمان چمپيونز ليگ کند. شايد اگر تيم ما هم چنين هماهنگي و ثبات در ميان بازيکنان و کادرفني داشت ميتوانست به کابوس کسب نکردن جام پايان دهد.
اميدوارم در آينده ثبات مديريتي، کادرفني و بازيکنان حفظ شود تا تيم هماهنگ تر از قبل بتواند به مصاف رقيبان برود.
حرف آخر ...
با چنين وضعيت ما هنوز هم به قهرماني تيم اميدوار هستيم و اميدوارانه بازي هاي باقي مانده فصل را به تماشا خواهيم نشست.

کریستیانو رونالدو در عکس های مختلف و زیبا

             نظر یادتون نره

                                                       حجم: ۱ مگابایت

                                                 دانلود

دانلود

چند عکس فوق العاده از کریس

دانلود در ادامه مطلب(از دستشون نده)

ادامه نوشته

عکس های جدید کریس مقابل ارژانتین به همراه دو پوستر بسیار زیبا

             

                                                             دانلود

كريستيانو رونالدو :" مطمئنم كه فينال كوپا را مي بريم / مردم فكر مي كنند من پاپانوئل هستم"


كريستيانو رونالدو ، مهاجم پرتغالي رئال مادريد ، پاسخگوي سوالات مجري برنامه راديويي لارخرو و همچنين كودكان يك آكادمي فوتبال بود .
اين بچه ها همه دوست دارند كه شبيه تو شوند .
من هم اين سنين را گذرانده ام . هنوز راه زيادي در پيش دارند و روزي ممكن است كه بازيكن خوبي شوند .

مي تواني اين بچه ها را درك كني ؟
بله چرا كه من هم اين سنين را گذرانده ام و مي دانم كه چه احساسي دارند ، چه مي گويند ، چه مي خواهند باشند . براي من اين مثل بازگشتي به گذشته است . اين مثل روياهايي است كه من داشته ام .

آن روياها چه بودند ؟
من يك بچه معمولي بودم كه دوست داشتم كه با بزرگتر ها توپ بازي كنم . فقط وقتي كه مادرم شبها صدايم مي زد ، فوتبال بازي كردنم را متوقف مي كردم . آن لحظات شادترين لحظه هاي زندگيم بودند چرا كه هيچ ذغدغه اي نداشتم ... همين روياهاي بچگيم بود كه باعث شد كه بتوانم بالاخره فوتباليست حرفه اي شوم .

با بزرگتر ها كه بازي مي كردي ، نمي زدنت ؟
من خيلي كوچك بودم ، سعي مي كردم كه با توپ خيلي تكنيكي باشم و آنها هم ناراحت مي شدند و تكلهاي خشني مي رفتند . اما من بلند مي شدم و راه خودم را مي رفتم چرا كه آنها بزرگتر از من بودند و اگر حرفي مي زدم ، ممكن بود كتك بخورم .

خيلي ريزه ميزه بودي ؟
خيلي لاغر بودم . البته در 13 ،‌14 سالگي جهش بزرگي داشتم . اين ربطي به سوء تغذيه نداشت ، ژنتيكم اين گونه بود .

راز رسيدنت به اين جا چه بود ؟
من يك نظر مطمئن و قاطع داشتم . صرفنظر از اين كه چه كسي هستم ، هميشه در فوتبال اعتقاد داشتم كه مي توانم كه فوتياليست شوم چرا كه وقتي براي چيزي سخت تلاش كني ، به آن دست خواهي يافت . شانس يك بار در خانه آدم را مي زند و بايد به آن اعتماد كرد . من در 12 سالگي با اسپورتينگ ليسبون شروع كردم و همه چيز برايم خيلي خوب پيش رفت . من خانواده ام را ترك كردم و هر روز گريه مي كردم . زندگي مشكل بود اما به آن غلبه كردم .

از 12 سالگي مستفل شدي .
خيلي سخت بود ، كنار گذاشتن افرادي كه من را مي شناخستند و رفتن به مكاني ناشناخته واقعا مشكل بود . اما از خانواده ام ممنونم كه پاهايم را قطع نكردند و اجازه دادند كه به اين چيزي كه اكنون هستم ، برسم .

در ژنو دوباره به مسي خوردي .
اين قضيه اصلا يك دوئل شخصي نبود . من چنين بازيهايي را دوست دارم ، بازي زيبايي بود اما آرژانتين خوش شانس بود كه يك پنالتي در دقيقه 90 بدست آورد ، بازي خوبي بود .

با مسي صحبت كردي ؟
پيش از بازي در مورد مسائل معمولي صحبت كرديم ، چيز خاصي نبود .

بيشتر از مسي روي تو خطا مي شود ؟
اگر پاهايم را ببينيد ، خواهيد فهميد ، اما اين طبيعي است و به آن عادت كرده ام .

شايد به اين خاطر باشد كه او ريز تر از توست .
شايد ، اما من نمي توانم بگويم كه من را بيشتر از مسي مي زنند . فوتبال بيشتر به بازي كردن مربوط است و من در ان باره مي توانم صحبت كنم .

از توهين هايي كه به تو مي شود ، خسته نشده اي ؟
خيلي از مردم اين فرصت را نداشته اند كه من را از نزديك ببينند . برايم هم مهم نيست كه آن ها در مورد من چه فكري مي كنند ، به آن عادت كرده ام . شايد بعضي چيزها آزار دهنده باشد اما اين بخشي از زندگيست . من به رقابت ادامه خواهم داد .

پس شعار هايي كه عليهت داده مي شوند را نمي شنوي ؟
من فقط وقتي مي شنوم كه بگويند :" بازيكن پرتغالي چه عالي " ، ديگر شعارها را نمي شنوم .

به تو انگيزه هم نمي دهند ؟
نيازي به اين كارها براي خوب بازي كردن نيست . من هميشه تلاش فراواني مي كنم تا به تيم كمك كنم ، گل بزنم ، پاس گل بدهم ...

دوست نداري نگاه آنها را عوض كني ؟
نه ، توجهي ندارم . همان هايي كه فحش مي دهند ،‌ اولين نفراتي هستند كه براي امضا گرفتن مي آيند . انها گروه اندكي هستند .

نمي داني علتش هم چيست ؟
راستش چند باري به آن فكر كردم ،‌اما نفميدم . شايد حسودي مي كنند و شايز مسائلي ديگر باشد . جوابش را دقيق نمي دانم .

خودت را فرد خوبي مي داني ؟
خيلي عالي . من اهل اشتباه كردن نيستم ، هر چيزي را رك و پوست كنده مي گويم ، سعي مي كنم كه كارهاي م صحيح باشند و با هر كسي كه با من خوب باشد ، خوب هستم .

بچه دار شدن زندگيت را عوض كرد ؟
خيلي . اين يكي از بهترين نكات زندگيم است . اولش كمي عجيب بود اما بعد از آن ، فكرهاي ديگري در موردش كردم و خيلي راضي هستم . يكي از روياهايي كه داشتم به تحقق پيوسته است .

پس به آن رضايت داده اي .
مادرم و خواهرانم گفتند نه . عده اي موافق بودند و عده اي مخالف . اما الان همه چيز روبراه است . پسرم فوق العاده است .

بزرگ كردن اين بچه آسان است ؟
فشارها روي او زياد خواهد بود ، اما اين بخشي از زندگي است . او پسر يك شخص معروف است كه در رئال مادريد بازي مي كند ، اما به مرور عادت خواهد كرد .

برخي مي گويند كريستيانو خيلي خسته شده است ، راست است ؟
نه فعلا . روبراه است . فكر مي كنم كه در اواخر فصل بهتر از هر كس ديگري خواهم بود . در حال حاضر بهتر از يكي ، دو ماه پيش هستم . حقيقتا خيلي روبراه هستم و احساس خوبي دارم .

بازيهاي بارسلونا را مي بيني ؟
نه زياد . اگر در خانه بيكار باشم ، شايد . اما معمولا نمي دانم كه چه زماني بازي دارند . زياد فوتبال نمي بينم . كلا ورزشي هستم و ديگر ورزشها را مي بينم :‌بسكتبال ، پينگ پنگ و ...

هميشه ورزش و فيلم را دوست داشته اي ؟
به هر چيزي كمي علاقمندم و دوست دارم كه براي ديدنش بروم .

اما زياد بيرون نمي روي ...
شما خبر نداريد ، به اندازه كافي بيرون مي روم .

در خانه چه مي كني ؟
خواندن و مطالعه انگليسي را دوست دارم . دوست دارم كه با اين مطالعاتم بتوانم كه به پسرم كمك كنم .

مي تواني تصور كني كه براي نوشتن مشق هاي پسرت به او كمك كني ؟
مطمئنا ، آن را خيلي دوست خواهم داشت .

تا حالا پوشكش را عوض كردي ؟
بله ، هر چند كه زياد اين كار را دوست نداشتم .

به اتفاقاتي كه در دنيا مي افتد توجه داري ؟
وقتي به خانه مي روم ، اخبار را مي بينم تا بفهمم كه در جهاني كه در آن زندگي مي كنم چه خبر است . سعي مي كنم كه در جريان اتفاقات باشم .

در حال حاضر چه چيزي بيشتر برايت جذاب است ؟
اتفاقاتي كه در مصر مي افتد ، اتفاقاتي كه در يونان مي افتد و ...

اهل امور خيريه هستي ؟
بله ، اما خب نمي توان كه به همه كمك كرد . مهم اين است كه بتوان تا جايي كه مي شود به مستحق ها كمك كرد . در مادريد ، خورخه مندس اين كارها را براي من انجام مي دهد .

مردم زيادي هستند كه از تو پول بخواهند ؟
مستحق واقعي نيستند . نامه هاي زيادي مي رسد و مردم فكر مي كنند كه ما پاپانوئل هستيم ، اما ما نمي توانم كه به هر كسي كمك كنيم .

سوالات بچه ها :
چرا مورينيو و والدانو با هم كنار نمي آيند ؟
اتفاقات با هم خيل رفيق هستند . شما در اشتباهيد . آنها هميشه با هم دوست بوده اند .

بهترين بازيكن جهان از نگاه تو ؟
در حال حاضر كه مسي انتخاب شده و طبيعتا اوست .

بارسلونا بهترين تيم است ؟
بر صدر تيمهاي باشگاهي جهان تكيه زده و شكست دادنش هم خيلي مشكل است .

ليگ انگليس را ترجيح مي دهي يا اسپانيا را ؟
هر دو را دوست دارم . شش سال در انگليس بودم و آن را دوست داشتم اما در اسپانيا نيز مشكلي ندارم . از نظر من ، اين دو ليگ در جهان بهترين هستند .

نظرت در مورد تمديد قرارداد په په ؟
اگر من مدير بودم ، فردا قرارداد په په را تمديد مي كردم و اگر فرصت ديدن مدير را داشته باشم ، حتما با او در اين زمينه مزاح خواهم كرد اما اين چيزها مربوط به بزرگان است .

رابطه ات با ايكر چطور است ؟‌راست است كه با هم مشكل داشتيد ؟
همه دروغ است . من هميشه روابط خوبي با ايكر و تمام بازيكنان رئال مادريد داشته ام .

وقتي بازنشسته بشوي ، چه كار مي كني ؟
نمي دانم ، هنوز به آن فكر نكرده ام . كارهاي زيادي است كه بتوانم انجام دهم ، اما هنوز هفت ، هشت سال براي فكر كردن به ان وقت دارم .

اگر فوتباليست نبودي ، چه كاره مي شدي ؟
در آن صورت به تحصيلات ادامه مي دادم . من خيلي ضعيف بودم و بايد خيلي بيشتر درس مي خواندم . وقتي كوچك بودم ، صبح ها سر كلاس مي رفتم و بعد از ظهر ها تمرين مي كردم . دوست داشتم كه به درس ادامه بدهم ، بازاريابي بخوانم يا معلم شوم .

بهترين دوستت در تيم ؟
تقريبا با همه رفيق هستم اما با په په ، مارسلو و كاكا بيش از بقيه . ما روابط بسيار خوبي داريم چرا كه تقريبا همسن هستيم .

آدبايور چطور است ؟
يك فرد خيلي دوست داشتني . در انگليس هم وقتي در ارسنال بود او را مي شناختم و هميشه دوستش داشتم ، خيلي بامزه است .

و با بنزما چطوري ؟
بنزما هم فوق العاده است . يك فرد دوست داشتني و يك بازيكن بزرگ است . روز چهارشنبه يك گل فوق العاده زد .

بين آگرو ، يورنته و روني كدام را ترجيح مي دهي ؟
فكر مي كنم كه رئال مادريد در حال حاضر به هيچ بازيكني نياز ندارد اما هر سه آنها خوب هستند .

اگر فلورنتينو با تو مشاوره مي كرد مي گفتي چه بازيكن را بخرد ؟
آدبايور

كدام باشگاه بزرگتر است ،‌منچستر يا رئال مادريد ؟
سطح هواداران رئال مادريد تاثيرگذار هستند . هيچ جا چنين چيزي را نديده ام . هر دو باشگاه بزرگ است .

مادريد را دوست داري ؟
خيلي عالي است و در آن راحت هستم .

دوست داري به زندگي در مارديد ادامه دهي ؟
فعلا كه در آن راحت هستم و خانواده ام آن را دوست دارند .

نظرت در مورد مورينيو ؟
عالي است . او يك مربي سطح بالاست و به فشارها عادت دارد . در رئال مادريد عالي خواهد بود .

مي خواهد برود ؟
نه ، مي خواهد كه با ما در اين جا بماند .

وقتي در نيوكمپ به بارسا باختي ، چه احساسي داشتي ؟
يكي از سخت ترين ناكامي هاي دوران فوتبالم بود . اما آن شكست نتايج خوبي هم داشت . درسهاي زيادي گرفتيم و ديگر آن اشتباهات را تكرار نخواهيم كرد .

در حال حاضر مي دانيد كه چطور بارسلونا را شكست دهيد ؟
مورينيو مي داند كه بايد چه كار كند .

فينال خيلي متفاوت خواهد بود ؟
مربي بهترين استراتژي را براي برد اتخاذ خواهد كرد و مطمئنم كه خواهيم برد .

بارسلونا براي شما غول شده است ؟
تمام تلاشم را خواهم كرد كه در دو بازي آينده به بارسلونا گل بزنم .

عکس سری 5

عکس سری 5 رونالدو

کلیپ رونالدو و کاکا

کلیپ رونالدو و کاکا

کلیپ رونالدو و کاکا

کلیپ رونالدو و کاکا

رئال مادرید-اسپانیول

عزیزان یکشنبه ی این هفته رئال ساعت ۲۳:۳۰ با اسپانیول بازی داره.

دوستان و عزیزان لطفا بدون نظر نرین.

عکس سری 4

عکس سری 4 رونالدو

دانلود

دانلود گل کریس به اسپانیا که با نامردی مردود شد

به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

عکس هایی با لباس شخصی از کریس...

   

                                           حجم : ۶۵۰ کیلوبایت

                                              دانلود

کریستیانو رونالدو بدون جام می میرم

    کريستيانو رونالدو اين روزها تحت فشار افکار عمومي به خاطر رقابت يارانش با ‌آبي‌ و آناري‌ پوشان بارسلونا قرار دارد.
وي در مصاحبه‌اي با يک شبکه تلويزيوني کشورش، به خاطر پيشي گرفتن بارسا مقابل رئال در عرصه‌هاي مختلف باشگاهي، کنترل اعصابش را از دست داد و اظهار داشت: اگر امسال در پايان فصل به مقام قهرماني نرسم، مي‌ميرم. هرچند با وجود فشار روحي زيادي که تحمل مي‌‌کنم، سعي کرده‌ام همچنان نسبت به آينده اميدوار باقي بمانم. با اين حال شرايط رقابتي با بارسلونايي‌ها، بسيار دشوار است.
کريس ادامه داد: من برنده زاده شده‌‌ام و هميشه در ميدان ورزش و خارج از آن، موفق بوده‌ام. واقعا تحمل چنين شرايطي دشوار است.

در شرايط حاضر در رقابت‌هاي لاليگا اسپانيا،پس از گذشت 22 هفته بارسلونا با کسب 61 امتياز از بخت زيادي براي کسب مقام قهرماني لاليگا برخوردار است. در حالي که ياران رونالدو با 54 امتياز صاحب رده دوم هستند.
از طرفي کهکشاني‌ها مادريدي اکنون خود را به بازي نهايي جام حذفي کشور (کوپا دل‌ري) رسانده‌اند. اما نگران هستند رقيب آنان در اين مرحله يعني بارسلونا مقام نخست را از آن خود کند.
در ليگ قهرمانان اروپا نيز با توجه به حضور رقباي قدرتمند قاره‌اي ستاره پرتغالي شانس زيادي براي موفقيت تيمش نمي‌بيند.

به زودی عکس های کریستیانو رونالدو منتشر خواهد شد

به زودی عکس های کریستیانو رونالدو منتشر خواهد ش

عکس سری 3 رونالدو


عکس سری 3 رونالدو

بارسلونا مقابل گیخون به زانو در آمد


0

بارسلونا ، با ارائه يك بازي متوسط رو به ضعيف ، در مولينون به تساوي رسيد . پرسيادو كه بعد از انتقاداتي كه خوزه مورينيو در بازي رفت برابر بارسلونا از تركيبش كرده در اين بازي انگيزه اي مضاعف پيدا كرده بود ، توانست كه تا دقيقه 80 ، بارسلوناي صدرنشين را شكست دهد كه پس از آن ، با اشتباهات فردي ويا بازي را به تساوي كشاند .
رئال مادريد در صورتي كه فردا شب بتواند كه اسپانيول را شكست دهد ، تا صدر جدول فقط پنج امتياز فاصله خواهد داشت .

0                      

هزار راه نرفته؟

-1مسائل مالي:
به نظر من رئال بايد مثل يك پروژه ي كامل و هماهنگ باشه،تا وقتي فلورنتينو فقط به فكر مسائل مالي زود بازده (فروش پيراهن)باشه وضع همينه ، بارسلونااز اسم يونيسف استفاده ي لازم رو برد وحالا به يك سود دراز مدت ميرسه((از سال بعد به مدت 5سال نام يك شركت قطري روي لباس اين تيم نوشته خواهد شد))_ اين درحاليه كه رئال بايد ازين راهها استفاده كنه (محبوبيت
برند ولوگوي تيم كه حاصل سبك بازي هم هست)تا هم سود بيشتري ببره هم محبوبيت بيشتري بين علاقه مندان داشته باشه و به طرفدارانش اضافه كنه.

-2آنتي مادريديسم رسانه اي:
الآن درجامعه ي ايران يك جو ضد رئالي راه افتاده به خاطر اينكه مسائل سياسي رو وارد فوتبال كردند ومدام از ايالت كاتالان نام ميبرند تا ايالت كاستيا،زيرا كاتالانيها ضد پادشاه هستند
متحدند و...
اين مزخرفات رو آقاياني مثل خياباني به خورد مردم ميدهند ومدام تيم محبوبمان را بالحني تنفر آميز  تيم پادشاهي،تيم اشرافزادگان،تيم ثروتمند ميدانند، و بارسلون را تيمي حماسي ميخوانند! كدام حماسه؟آقايان گزارشكر اين مستطيل سبز است نه ميدان نبرد.
اين عاليجنابان هرگز افتضاحات لاپورتا و فسادآشكار مالي سياسي رانگفته و مدام  دخالت و بي برنامگي ومستبد بودن پرز  رابه رخ ميكشند واشتباهاتش را بزرگ نمايي ميكنند.
حتي مزدك ميرزايي كه شخصا (در مصاحبه اي درمجله)اعلام كرد طرفدار رئال است اخيرأ تاحدودي تحت تاثير اين آنتي مادريديسم قرار گرفته.
من شخصأ افتخار داشتم نظرم رابه بيستمين مرد قدرتمند ايران(بنابر رتبه بندي يك روزنامه ي آمريكايي) عادل فردوسي پور برسانم وبعد از انتقاد از گزارشهاي آقايان(مخصوصأجناب خياباني) خنديد وگفت "اووه جالبه باشه،باهاشون صحبت ميكنم"
متأسفانه ازين جو آنتي مادريديسم حاكم ونيز وضع نچندان دلچسب تيم محبوبمان نسبت به بارسلونا حال وروز خوشي ندارم و آرزوي قلبيم بازگشت قوهاي سپيد به خانه ي حقيقيشان كهكشان  است.[[به زودي درباره ي آقاي خياباني برايتان خواهم نوشت تااورا بيشتربشناسيد]]

-3مسائل فني:
اين مسائل هنگامي جوابگوست كه 3عامل ثبات ، هويت باشگاه و زمان دادن لازم را توأمان داشته باشد.زيرا اين عوامل بهم گره خوردند. رئال عامل ثبات را رعايت نكرده زيرا در27سال اخير 27مربي راعوض كرده است و بازيكنان زياد بامخارج هنگفتي باسرو صدا آمده و به سرعت نور  باقيمت هاي پاييني رفته اند كه اين عامل باعث شده عوام به تيم مورد علاقه مان
لقب زشت "بازيكن خراب كن" بدهند.
عامل هويت نيز بدلايل مختلف مانند تعويض مدير، مربي ونيز نداشتن شيوه وسبك بازي خاصي در باشگاه (مانند بارسلونا)درتمامي تيم هاي پايه و اصلي رعايت نشده.
ازطرفي بنا به نام سنگين و پر افتخار رئال مادريد همه توقع دارند اين تيم رئال مادريد كه هنوز يك سال هم نيست كه همه ي بازيكنان ومربيش باهم بازي ميكنند، به سرعت بتواند بارسلوناي هماهنگ و وزمان داده شده را شكست دهد.

درنهايت بايد به يك نكته مهم دقت  داشت‎---‏>اميد به آينده ي روشن.
يادتون نره كه توچندسال اخير نيم فصل دوم پاشنه ي آشيل بارسلونا بوده ايشالا ماه آوريل ماه به بار نشستن زحمات رئاليها و فتح جام حذفي و شكست دادن بارسلونا باشه.

وحالا یک سوپرایز

و حالا یک سوپرایز برای هواداران کریس.....

 

برای دیدن به ادامه مطلب مراجعه کنید.

از دست ندینش

ادامه نوشته

دانلود


دانلود گل کریس به آرژانتین

برای دانلود به ادامه مطلب بروید

پیشنهاد میکنم از دست ندید

ادامه نوشته

بائنا :" كريستيانو كامل تر و بهتر از مسي است "

هافبك اسپانيول به تمجيد از كريستيانو  پرداخت .
رائول بائنا ، هافبك اسپانبول پس از تمرينات امروز صبخ تيمش اذعان داشت كه كريستيانو  كه فردا شب بايد در كورنيا برابر آنها قرار گيرد ، در كنار اينيستا ، بهترين بازيكن جهان است .
او گفت :" كريستيانو بهتر از مسي است . از نظر من كامل ترين بازيكنان جهان است . اين بازيكن پرتغالي يك قدم از بقيه جلوتر است و بعد از او اينيستا قرار دارد .اما به هر حال ما از كسي نمي ترسيم . "
اين بازيكن اهل آندلوس ، در مورد بازي فرداي تيمش نيز گفت :" هر كسي دوست دارد كه مقابل تيم بزرگي همچون رئال مادريد بازي كند . سعي خواهيم كرد كه با ارائه يك بازي خوب ، براي كسب سه امتياز بجنگيم . "

عکس سری 2 رونالدو

http://378005.20upload.net/files/1389/bahman/hesam-ronaldo-2-.rar

اعتماد به گرانرو

یکی از مشکلات ودغدغه های رئال پیدا کردن زوج مناسبی برای آلونسو است.در بازی هایی که برابر تیم های معمولی بازی میکنیم استفاده از لاس و خدیرا مناسب باشد ولی لاس و خدیرا دو بازیکن تخریبی هستند که فقط به درد حفظ نتیجه و کمک به دفاع می خورند.

اما در بازی هایی که با تیم های بزرگ باشد ، حريفان می دانند که نبض بازی رئال در دستان آلونسو است و او باید توپ را از دفاع به حمله بفرستد.وبا یک یارگیری مناسب آلونسو را از کار انداخته و گاهی خود این بازیکن در فرم خود نبوده و نمی تواند آن طور که باید عمل کند.

پس باید به فکر زوجی برای او بود....از همین رو اسم های زیادی پیرامون زوج او به گوش می رسد مثل جرارد و فابرگاس،اما این دو آمدنشان یا محال است یا برای باشگاه خرج بسیاری در بر دارد....پس بايستي به گرانرو اعتماد کرد.

او در اینکه واقعا ارزش پیراهن رئال را می فهمد که شکی نیست.می ماند در تجربه و مهارت،مهارت او خوب است این را اثبات کرده است چه امسال و حتی سال پیش،فقط تجربه است،که به واقع ما کی می خواهیم به آکادمی بها دهیم تا کی می خواهیم بازیکنان تیم های دیگر را بخریم،تا کی هر ننه قمری بیاد بگه من در زمان اوجم از رئال پیشنهاد داشتم(ژاوی)تا کی...؟؟؟

به نظر من گرانرو لیاقت این اعتماد رو داره و این را اثبات كرده است .

به امید روزی که آکادمی رئال هم......

1 عکس از کریستیانو رونالدو

عکس کریستیانو رونالدو

مشكل رئال كجاست ؟

بازي هاي رئال را مي بينيد ؟ تاكنون به گل هاي رئال در اين فصل توجه كرده ايد ؟ چند تا از اين گل ها با برنامه ي كامل تيمي زده شده اند ؟ چند تا از اين گل ها بعد از ٢٠-٣٠ پاس پشت محوطه جريمه ي تيم حريف به ثمر رسيده اند ؟ الان چه كسي وظيفه ي پخش كردن توپ را در پشت محوطه جريمه ي حريف بر عهده دارد ؟ اگر مي خواهيد از اوزيل نام ببريد بايد بگويم كه سخت در اشتباهيد چون با اينكه اوزيل فوق العاده است اما قابليت دويدن پشت محوطه و پخش كردن توپ تا روزنه اي در دفاع حريف باز شود را ندارد . ژابي آلونسو هم قابليت اين كار را ندارد . تخصص او در پاس هاي بلند است و محل وظيفه ي او بسيار عقب تر است .
در واقع بايد بگويم رئال يك بازيكن مثل ژاوي ، فابرگاس ، جرارد و امثال اين ها كم دارد ، البته در رئال دو نفر با قابليت اين كار وجود دارد ، استبان گرانرو و سرجيو كانالس. ولي خوزه مورينيو به هيچ كدام كوچكترين اعتقادي ندارد .
براي روشن شدن موضوع يك بازي را مثال ميزنم ، بازي با اوساسونا . در اين بازي قبل از اينكه ژابي به زمين بيايد هيچ گونه بازي سازي اي در تيم صورت نگرفت . لاس و خديرا كاملأ از اين كار عاجز بودند . ولي بعد از اين كه آلونسو به زمين آمد بازي رئال خيلي منظم تر شد و بازي سازي در ميانه ميدان صورت گرفت ولي در پشت محوطه حريف انجام نشد . و طبق معمول هواداران منتظر يك سوپر حركت از طرف ستاره هايشان بودند.
خوب ، رئال مشخصأ از نداشتن يك هافبك توپ پخش كن و نظم دهنده در پشت محوطه رنج ميبرد و تا وقتي كه يك بازيكن براي اين كار پيدا نكند بايد قيد بردن كاپي مثل لاليگا را بزند .

دانلود


دانلود عکس های رونالدو و دوست دخترش در حال  مشاهده یک مسابقه ورزشی

××دانلود در ادامه مطلب××

ادامه نوشته

کریستیانو رونالدو در رتبه هفتم از نظر ارتکاب خطا بر رویش در لالیگا

کریستیانو رونالدو در رتبه هفتم از نظر ارتکاب خطا بر رویش در لالیگا

روي كايخون ، مهاجم اسپانيول بيش از كريستيانو خطا شده است .
خوزه كايخون ، بازيكن اسپانيول بازيكني است كه با 74 خطا ، در اين فصل لاليگا بيشترين خطا بر رويش انجام شده است . در كنار او ژابي پرايتو ، بازيكن سوسيه داد نيز همين آمار را دارد . روي كايخون ، بازيكن سابق آكادمي رئال هر 25 دقيقه يك خطا شده و روي پرايتو هر 27 دقيقه يك خطا .
روي كريستيانو ، 16 خطا كمتر از كايخون انجام شده است و از نظر تعداد خطايي كه بر رويش انجام شده با 58 خطا ، در لاليگا هفتم است . تقاوت تعداد خطاهايي كه بر روي مسي و بازيكن پرتغالي انجام مي شود ، 26 تاست . بازيكن بارسلونا با 32 خطايي كه بر رويش انجام شده ، در جايگاه 36 قرار دارد .


از نيوكمپ تا پامپلونا

رئال مادرید در آخرین بازی خود در جهنم پامپلونا به اوساسونا باخت تا امید طرفدارانش برای قهرمانی در لا لیگا بیش از پیش کمرنگ شود.با هم به مقایسه اماری بارسلونا و رئال می پردازیم تا وضعیت موجود تا حد زیادی واضح شود:

تا پایان هفته 21 لالیگا بارسلونا با 58 امتیاز که حاصل از 19 برد؛ یک باخت و یک مساوی و به همراه 67 گل زده و 11 گل خورده بوده بهترین آمار خود را بر جای گذاشته و رئال مادرید با 51 امتیاز حاص از 16 برد 2؛ باخت و 3 تساوی به همراه 48 گل زده و 18 گل خورده با فتصله قابل تاملی پشت رقیب دیرینه قرار گرفته است.
اگر به آمار دو تیم در دو فصل گذشته تا همین مقطع از فصل نگاهی بیندازیم نکاتی روشن میشود که جالب توجه است:

در فصل 2008-2009 بارسا با تغییر کادر فنی و امدن گواردیولا و خروج و ورود چند بازیکن تغییرات مثبتی را در خود دید و با 56 امتیاز حاصل از 18 برد 1باخت و دو تساوی به همراه 65 گل زده و 15 گل خورده تا اینجای فصل آمار فوق العاده ای داشت اما بعد از این مقطع در 17 بازی پایانی لیگ با 31 امتیاز حاصل از 9 برد (شمل برد 6-2 در ال کلاسیکوی برگشت) 4 باخت و 4 تساوی همراه با 40 گل زده و 20 گل خورده آمار به مراتب بدتری را رقم زد اگر چه دو باخت و دو تساوی را بعد از مسجل شدن قهرمانی در لالیگا به دست آورد. همینطور رئال مادرید در همین فصل با توجه به تعویض مربی در نیم فصل و بحران زده بودن تیم تا این مقطع فصل با 44 امتیاز حاصل از 14 برد؛ 5 شکست و 2 تساوی همراه با 43 گل زده و 27 گل خورده فاصله زیاد با بارسای صدرنشین داشت گرچه در ادامه فصل از 17 بازی باقی مانده با 34 امتیاز حاصل از 11 برد و 5 باخت (شمال باخت 6-2 در ال کلاسیکوی برگشت ) و 1 تساوی به همراه 40 گل زده و 25 گل خورده آمار بهتری بدست آورد با توجه به اینکه 4 باخت رئال بعد از قهرمانی بارسلونا رقم خورد....

اما در فصل 2009-2010 بارسا با خروج اتوو و خرید زلاتان ؛ با 55 امتیاز حاصل از 17 برد و بدون باخت و 4 تساوی به همراه 52 گل زده و 11 گل خورده آماری قابل قبول داشت و در بقیه فصل با 44 امتیاز حاصل از 14 برد یک شکست و دو تساوی و به همراه با 46 گل زده و 13 گل خورده توانست عنوان قهرمانی را بدست بیاورد در حالیکه رئال مادرید با مربی
جدید(پلگرینی) تا این مقطع فصل با 50 امتیاز حاصل از 16 برد 3 باخت و 2 تساوی به همراه 50 گل زده و 15 گل خورده آمار بهتری بدست آورد و در ادامه فصل نیز با 47 امتیاز حاصل از 15 برد یک باخت و یک تساوی و با 52 گل زده و 20 گل خورده امار درخشانی از خود بجای گذاشت و تا هفته آخر با بارسلونا جنگید ...اما نتیجه گیری؟؟

1- آمار گویای همه چیز هست : رئال در این فصل بهترین نتیجه را گرفته گرچه فقط یک امتیاز بیشتر از فصل پیش گرفته اما در عوض بارسلونا هم بهترین فصل خود را رقم زده است . رئال در لیگ قهرمانان بهترین امار را داشته و در آستانه رسیدن به فینال کو پا دل ری هم می باشد و این می تواند نمره قبولی برای کادر فنی جدید تیم باشد...ضمن اینکه همواره بارسا از این مقطع فصل به بعد بیشتر امتیاز از دست داده است اما باید دید این فصل هم این اتفاق می افتد؟؟

2- معضل شماره 9 : به نظر میرسد مصدومیت هیگواین در آستانه ال کلاسیکوی رفت بیشتر از آنکه تصور میشد به ساختار تیمی رئال ضرر زد...فقدان بهترین گلزن دو فصل گذشته رئال بخوبی در آمارهای گل زده این تیم به چشم میاد ضمن اینکه درگیریهای داخلی باشگاه بر سر شماره 9 جدید انرژی زیادی از رئال به هدر داد.

3- واکنش مسی : کمتر کسی فکر میکرد بعد از جام جهانی مسی بتواند به این سرعت روحیه خود را بازیابد و به درخشش خود ادامه بدهد...او در حال رقم زدن بهترین فصل خود است و این بهترین واکنش بعد از کابوس جام جهانی بود تا به سرنوشت رونالدینهو بعد از جام جهانی 2006 دچار نشود. گرچه خیلی ها او را لایق عنوان مرد سال نمی دانستند اما او بی توجه به حرف و حدیثها این انتخاب کماکان بارسلونا را به پیش می برد.

4- جادوی آقای خاص؟ : خوزه مورینیو به عنوان بهترین شکارچی بارسلونا به مادرید آمد و خیلی زود همه انتظار دیدن جادوی او را داشتند .گرچه هنوز بر روی کاغذ او رئال را مدعی هر سه جام نگه داشته است اما تلخی باخت 5-0 ال کلاسیکو و فاصله 7 امتیازی با بارسلونا خیلی ها را نسبت به موفقیت او در تیم رئال بد بین کرده است..اما او هنوز همان خوزه مورینیو باهوش هست . شاید اگر مربی دیگری جای او بود الان در دو جام دیگر هم نسخه رئال پیچیده شده بود.اما هنوز او کارش را به اتمام نرسانده است.هنوز ترکیب دلخواهش را ندارد و به نظر میرسد بر سر اختیاراتش باید با مدیران باشگاه هم بجنگد و وقتی در نظر بگیریم که مورینیو یک تقابل همیشگی با تیمها و مطبوعات و طرفداران رقیب هم دارد ؛ مسلم است که هر ذهنی دچار فرسایش فکری میشود و دچار اشتباهاتی نیز میگردد.اتفاقاتی که در ایتالیا افتاد و این تقابل ها با تیمهای حریف و مطبوعات بخاطر حمایت همه جانبه موراتی و اختیارات زیادی که به او داده بود نتیجه رویایی به همراه داشت اما آیا پرز هم مانند موراتی عمل میکند؟

5-بهترین بارسلونای تاریخ ؟ : بارسلونای گواردیولا رئال مادرید را به صلیب کشیده است و امسال نیز میرود تا بهترین آمار تاریخ خود را رقم بزند ..خیلی ها دوست دارند این تیم را بهترین تیم تاریخ فوتبال بدانند گرچه اغراق آمیز به نظر میرسد اما همه اتفاق نظر دارند که درحال تبدیل شدن به بهترین تیم تاریخ بارسلونا است..بارسلونا در این فصل نقاط ضعف سال گذشته خود را پوشش داد و با فروش زلاتان از کابوس مهاجم نوک ناراضی و ناهمگون خود خلاصی یافت و در عوض با جذب داوید ویا گلزن کارکشته والنسیا که از عوامل اصلی قهرمانی اسپانیا در یورو 2008 و جام جهانی 2010 بود ؛ توانست به همراه مسی و پدرو و با بازیسازانی چون ژاوی و اینیستا خط حمله ای وحشتناک بسازد .بطوری که داوید ویا مسی و پدرو تا این مقطع فصل 47 گل برای بارسلونا زده اند.اما رئال با جذب مورینیو و با رفتن بازیکنانی مثل رائول , گوتی و واندروارت تیمش را از عنصر تجربه خالی کرد و جوانانی چون دی ماریا , اوزیل و خدیرا را جذب گرد تا با مصدومیت هیگواین نیز کریم بنزما به این جمع ناهمگون اضافه شود و به این جمع بی تجربه ضعف همیشگی در دفاعهای کناری و مرکز دفاع را هم اضافه کنید تا ببینید تفاوت رئال و بارسلونا در چیست .

6- تقلای رونالدو : رقابت پنهان و آشکار رونالدو و مسی از فصل 2007-2008 شروع شد و در آن فصل رونالدو برنده مطلق بود اما در دو فصل بعد از آن این مسی بود که با برتری مطلق عنوان بهترین بازیکن جهان را از چنگ رونالدو در اورده است..تقابل این دو در ال کلاسیکوها گویای همه چیز بود است و به نظر میرسید که با حضور مورینیو روند رو به رشد رونالدو از او بازیکنی کاملتر میسازد که با توقف این روند در چند بازی آخر رئال همه چیز را به نفع مسی و رئال رقم زده است اما مطمئنا این پایان کار زوج مورینیو و رونالدو نخواهد بود ..چه بسا که در آینده ای نه چندان دور شرایطا کاملا متفاوت شود.

7- از نیوکمپ تا پامپلونا : در ناخود اگاه رئال و طرفدارانش باخت اسف بار 5-0 در ال کلاسیکو همچنان ماندگار است و رئال در لالیگا بعد از ان باخت هنوز نتوانسته به روند قبل از ال کلاسیکو برگردد و اون بازیهای تهاجمی و گل های فراوان جای خود را به احتیاط و اضطراب داده است . گرچه نبود هیگواین موثر بوده است اما وقتی رئال در لیگ قهرمانان اروپا و حتی کوپا دل ری بازی میکند این افسردگی در بازیهایش وجود ندارد زیرا که بک گراند باخت 5-0 در این دو جام نیست و از لحاظ روانی تیم آزادانه تر بازی می کند..این مهمترین چالش دوران مربیگری خوزه مورینیو و در مقابل قوی ترین تیم ممکن است و بیش از هر کسی کابوس لالیگا در ذهن خوزه مورینیو سنگینی میکند ..شکست در این پروژه خوزه را به نقطه آغاز باز می گرداند و پیروزی در این پروژه او را بر جای بهترین مربیان تاریخ فوتبال می نشاند . اما همه می دانند که مدیران رئال در گرفتن تصمیمات اشتباه استادند و رئال مادرید بیش از هر چیزی از مدیران خود ضربه خورده است

همه این را میدانند که رئال مادرید + خوزه مورینیو + کریس رونالدو در حال حاضر حساسیت زیادی در میان تیمهای حاضر در لالیگا برانگیخته است بطوریکه اکثر تیم ها؛ داوران؛ مطبوعات ؛ و طرفداران فوتبال در اسپانیا و چه بسا در سراسر دنیا از دیدن تحقیر شدن این سه لذت میبرند و برای شکست آنها لحظه شماری می کنند . اما چرا واقعا؟؟ شاید جواب این سوال به این زودی مشخص نشود . اما نتیجه این پروژه چه خواهد شد؟) 

کلیپی جالب از کریس

دانلود در ادامه مطلب بودیه

چه خوشکل بودیه این که بودیه؟رونالدو بوده ابلح

در ادامه مطلب

ادامه نوشته

صبر و دیگر هیچ

هنوز فراموش نکرده ایم که رئالی را داشتیم که تمام تیمهای اروپایی از آن واهمه داشتند . رئالی که فانتزی بازی می کرد رئالی که به اصطلاح امروزی ها بی پیشن توپ می زد . تیمی که ما هواداران ایرانی به عنوان یک غیر اسپانیایی آن را دوست داشتیم تمام بازیکنان مطرح اروپا با اشاره ای به رئال می آمدند و می درخشیدند .

تیم ما از بازیکنان آکادمی و بازیکنان خریداری شده از سایر تیمها چنان خوب و با ظرافت بازی می کرد که هر بیننده ای را شگفت زده می کرد . تیمی که از بارسلونای به اصطلاح رویایی امروز 15 لالیگا و 8 لیگ قهرمانان بیشتر داشت . هواداران بارسلونا قبل از بازی با رئال 3 امتیاز را از دست رفته می دانستند . چنان هیبتی را در لالیگا داشت که قهرمانی مثل آب خوردن ازان ما می شد .

اما اکنون چه شده است . چه بر سر رئال مادرید 9 ستاره آمد. بیایید جواب این سوال را از منظر دیگر جستو جو کنیم . پیروزی ها اغلب با ما بود بارسا به فکر راه چاره ای افتاد و جان مایه بیرون رفتن از زیر سلطه رئال در آنها جان گرفت . از بازیکنان آکادمی خود استفاده کردند . خریدهایی را داشتند که درست است که نامی بودند اما آنچنان هم در صدر بازیکنان شاغل در دوران خود نبودند .

خریدهایی همچون رونالدینیهو ، لودویک ژولی ، ساموئل اتوئو و ... تعارف را درون باشگاه از میان بردند هرکس در تمرین بهتر کار می کرد به بازی گرفته می شد. در کنار خریدها بازیکنان آکادمی هم مانند ژاوی و اینیستا و مسی  به بازی گرفته می شدند سبک خود را که همان 4-3-3  و بر گرفته از فوتبال شناور هلندی ها بود را ادامه دادند و حتی در صورت تغییر مربی هم سبک تغییری نمی کرد بهتر بگویم فلسفه فوتبالیشان را حفظ کردند و عزم راسخ به ادامه آن داشتند .  بارسلونا مانند یک ماشین روغن کاری شده روز به روز روان و روان و روانتر می شد . مدت آنچنان زیادی هم نگذشت اما آنها صبر کردند و منتظر ماندند . ستاره ای کهکشانی ما روز به روز بیشتر می شد هواداران فقط بازیکن فانتری می خواستند خریدهای ما روز به روز بزرگتر و هواداران روز به روز برای رسیدن به قهرمانی ها بی صبر تر می شدند . چنان بار روانی به ستاره های  وارد شده با تیم گذاشته می شد که بعد از یک یا دو بازی آنها فوتبال را فراموش می کردند . بله کلید ضعف ما در کم طاقتی هوادارنمان بود و البته مدیران . همگی چنان توقعی از تیم داشتند که می خواستند تمام فصول قهرمان اسپانیا و اروپا شویم و البته بردن جام حذفی را نیز کسر شان می دانستیم .تنها جامی که بارسلونا بیشتر از ما (رئالیها) دارد و به آن می نازد .

بله بارسلون تیمش را تمام کرد و شروع به بردن جامها کرد لالیگا را از ما بردند و همچنین لیگ قهرمانان را از آرسنال دو سال در لالیگا آخرین نفسهای تیم به جا مانده از سال 2001 را خرج آخرین قهرمانیهایمان کردیم آن هم به دلیل وارد شدن حاشیه به بارسلونا بود اما یک امای مهم مجدد بارسا را قوی کرد آنقدر قوی که در سانتیاگو مارا با 6 گل تحقیر کردند و آن هم اعتماد به یک مربی جوان ، یک اسطوره باشگاهشان و البته یک محصول آکادمیشان کردند .

پپ گواردیولا بارسای بحران زده را از رایکارد گرفت حاشیه ها را با اخراج دکو و رونالدینیهو نابود کرد و بارسا شروع به کار کرد . بارسا در اولین بازی خود بازی را به تیم باخت که صدها برابر کمتر از بارسا بود آن هم در خانه شاید طنز باشد اما اگر این نتیجه را مربی رئال می گرفت بعد از بازی یک راست اخراج می شد طوری که دیگر هوای مربیگری و فوتبال به سرش نزند اما باز هم صبر کردند و در پایان فصل 6 جام را به کلکسیون جامهایشان افزودند و تا به حال نیز از همین عملکرد سنجیده خودشان نهایت لذت را می برند و هواداران بسیاری را جذب کرده اند طوری که پیراهن های نه چندان جذابشان رکورد فروش خوبی را زده است . اما ما در مقابل چه کاری می کنیم . هر سال یک مربی را تعویض می کنیم  هرسال تعدادی بازیکن به خورد تیم می دهیم هر مربی به تیم می آید یک سیستم را می پسندد و پیاده می کند غافل از این که آیا فصل بعد مربی تیم هست یا نه و مربی که بعد او می آید بازیکنانی که اکنون خریده را می خواهد یا نه . آکادمی که بازیکنانی همچون رائول ، کاسیاس ، گوتی و خیلی های دیگر را به فوتبال جهان معرفی کرده این روزها هیچ ارزشی را ندارد .

کار اکادمی ما شده بازیکن برای ختافه و چند تیم دیگر ساختن . با وجود این که چندین بازیکن آکادمی رئال در تیم های پایه ملی اسپانیا بازی می کنند بازهم به تیم اصلی را نمی یابند و متاسفانه چیزی که افسوس هوادارانمان را بیشتر از همه چیز در آورده از دست دادن توعم با ناملایمت بسیار اسطوره هاست اسطوره هایی که به عشق آنها رئال را دوست داریم و خواهیم داشت .اما سوال اینجاست آیا دیگر ما نمی توانیم به روزهای اوجمان در داخل و خارج اسپانیا بر گردیم ؟ آیا ما توان کافی برای انجام چنین کاری را نداریم ؟ آیا اکادمی ما ضعیف است ؟ آیا ما مانند گواردیولا در باشگاه نداریم ؟ خیر . ما همه چیز را داریم الا مهمترین چیز که همان صبر است .

دیکته لالیگا به آقای خاص

*نقد زیر شرحی بر اوضاع و احوال تیم است.
*انتقادات زیر به شخص مورینیو وارد است.

مورینیو چندی پیش بعد از گرفتن اسکار بهترین مربی فوتبال ایتالیا گفت که سختی های سری آ اورا به مربی پخته تری تبدیل کرده است!اما آقای خاص جایی در تجربیاتش خالی است و آن هم لالیگااست که با تمامی لیگ های دنیا فرق دارد.
هر چند كه امیدوارم مدیران صبر پیشه کنند و مورینیو جسارت  ، البته اگر مورینیو به خاطر کارنامه ورزشی خودش فرار را بر قرار ترجیح ندهد!!!

$$درس های لالیگا به مورینیو$$

1.رقیب در بهترین دوران خود به سر می برد
بارسلونا تنها رقيب  رئال در راه قهرمانی است از اول فصل معلوم بود که این 2 تیم جدال سختی را درپیش دارند...مورینیو در ایتالیا با میلانی دست و پنجه نرم می کرد که مشتی پیرمرد در
آن جمع شده بودند و رقيب ديگري هم  برای او نبود!!!

2.تمامی رقبا آماده اند:
این را آلمریا،مالاگا و اوساسونا نشان دادند تمامی تیم های رو در روی رئال از انگیزه مضاعفی برخوردارند و من به مورینیو اتهام دست کم گرفتن حریفان را وارد میکنم.

3.جنجال فایده ای ندارد
:گواردیولا  قيب اصلی مورینیو مردی است آرام و متین شاید از لحاظ تاکنیکی از مورینیو کمتر باشد ولی از لحاظ ادب و...بالاتراست.او خود را درگیر مسئل حاشیه ای نمی کند!!اما مربی های دیگر نشان دادند از مورینیو هم دیوانه ترند...!!!!از پرسیادو گرفته تا امری!!!می زنند!لات می خوانند!شاید هم یک روز با چاقو او را کنار زمین بکشند!!!!

4.همه برای بارسا –لاليگا برابر رئال
در اینجا همه با رئال مشكل دارند از داوری گرفته .....تا....بازیکنان جریف مثل همین خوانفران بازیکن آکادمی خودمون که پای خدیرا را با جوب اشتباه گرفته بود!!!

5-يك امتياز یعنی قهرمانی!!!
در انگلیس آرسنال 2 باخت دارد و منچستر هم 3تا مساوی .و چلسی هم همين وضع را دارد . !در ایتالیا اینتر 4شکست دارد و کلی مساوی اما در رده 4 جدول است در حالی که در لاليگا تیمی با نتایج سری آ در رده 7 است!!!



صبر کنید......دوستان......صبر کنید
می دانم بعد از خواندن این نقد خود را آماده ی جواب من می کنید که آقا مورینیو بهترینه!!!سال اولشه!!!!صبر کنید من هم همین نظر را دارم به خدا!!باید به مورینیو زمان داد ای کاش این رل پرز هم بدا و مورینیو هم جا نزند!!!

لاليگا كه دست نيافتني شد ، همچنان اميدواريم به لاليگا و چمپيونزليگ ...

دانلود

دانلود تم کریس(جدید)برای گوشی های

سونی اریکسون

×دانلود در ادامه مطلب××

ادامه نوشته

ليگ انگليس از نگاه يك مادريديستا


اولین بار سال 2000 بود که ديوید بکام به فکر جدایی از منچستر افتاد ان بار هم به دلیل درگیری با الکس فرگوسن .  اما این بازیکن شيفته منچستر ، دو سال صبر کرد در فصل 2002-20003 بود که او نظر خبرنگاران را در باره ی خراش صورتش جلب کرد که به دلیل پرتاب کفش از سوی فرگوسن بود کشمکش ها درباره ی این موضوع ادامه داشت تا خبر جدایی وی از منچستر اعلام شد اولین تیمی که خواستار او بود بارسلون بود اما تنها تیمی که شایستگی و قدرت خرید او را داشت تیم  رئال مادرید بود شاید این را بتوان اولین جدال تیم ما و منچستر در مسایلی فرای فوتبال دانست اما كينه فرگوسن از رئال همیشگی بود و زمانی هم که مورینیو به رئال آمد شاید قبل ازگواردیولا فرگوسن از این مهم ناراحت شد و زمانی که مورینو اعلام کرد دوست دارد به جزیره برای مربیگری بونايتد برود قلب رئالی ها شکست اما بیاید یک تحلیل در باره ی وضعیت ای دو باشگاه بیاندازیم:

منچستر در لیگ باشگاه های انگلیس تا به حال شکست نخورده اما 23 بازی انجام داده که 11برد در خانه حاصل آن بوده است اما رئال در تمامی بازی های داخل خانه پیروز شده . شياطين سرخ اكنون بر صدر جدول ليگ انگليس تكيه زده اند اما تنها شکست این فصل مادرید مقابل بارسلون بود که تيمي كاملا آماده و به قول مورينيو "يك محصول تمام شده " است .
اما حریفان یونایتد که برای تحلیل من تاتنهام آرسنال چلسی لیورپول و سیتی را بررسی می کنیم ابتدا لیورپول طی 10سال گذشته بدترین نتایج ممکن یورپول در امسال بوده طوری که 2مربی برای یک فصل انتخاب شده اند . لیورپول در جام حذفی توسط منچستر با یک گل شکست خورد و در لیگ هم 3 بر 2 مغلوب شد ، پس لیورپول از جام حذفی حذف شد و در هر دو بازی با منچستر با کمترین اختلاف شکست خوردسرخ ها در جام اتحاديه نيز حذف شده اند ، پس  نمي توان آن را حريف چندان سرسختي به شمار آورد ، اما برايچلسی می توان واژه بحران را انتخاب کرد از یونايتد ،  سیتی ،  لیورپول و آرسنال (در اتحادیه)شکست خورده مقابل تاتنهام هم مساوی کرده و فقط یکبار توانسته آرسنال را در لیگ شکست دهد و امیدی بر این تیم با میانگین 28سال سن هم نیست که در جام اتحادیه حذف شده است .
اما آرسنال ، تمامی کارشناسان معتقد هستند که آرسنال در نیم فصل دوم افت می کند اما آرسنال با لیورپول مساوی کرده از تاتنهام در لیگ شکست خورده و در جام اتحادیه پیروز شده از يونایتد و چلسی شکست خورده و اینکه آخرین بار قهرمانی آرسنال 2004 بود و اکنون 6سال است که هیچ جامی نگرفته و امسال به فینال جام اتحادیه رسیده اما حدس می زنید رقیب آرسنال در فینال چه تیمی است ؟بیرمنگهام كه تيم گمنامي است . البته فاصله بین نیمکت و بازیکنان فیکس آرسنال خیلی زیاد است .
بگذريم ،  بحث ما یونایتد است این تیم در این جام توسط وستهام و با نتیجه 4 بر 0 شکست خورده اما خود  این تیم اگر از شماره ی یک این تیم تا شماره ی25 را مقایسه کنید متوجه می شوید که بازيکنانی مثل فن در سار ، گیگز ، اسکولز و نویل بازیکنان پا به سن گذاشته اي هستند . بازیکنانی مثل رونی اورا اوون و در مقاطعی اندرسون از وضعيت  خود راضی نیستند بازیکنانی مانند برادران داسیلوا ولبک کریس اسمالینگ در حد یونایتد نیستند وهارگریوز نانی و والنسیا هم مصدوم هستندو کریک که در ابتدای فصل خواستار معاوضه او با لوکا مودريچ بودند هم وضعیت مشخصی ندارد ودر پستهای دروازه-دفاع راست و چپ وهافبک وسط گوش چپ و جایگزنی گیگز اسکولز می توان وضیعت قرمز را بر این تیم تصور کرد و در چنین شرایطی چگونه ممکن است مورینیو با وجود این همه دردسر و مشکل تیم آماده ثروتمند قوی و پرافتخار مادرید را رها کند به منچستر برود
البته یک نکته باقی مانده  لیگ های دو تیم هستند
درست است كه فوتبال انگليس عاري از باند بازي است ، اما در لیگ قهرمانان که جبهه مشترک مبازه است رئال و بارسا در مجموع 13بار قهرمان شده اند و لیگ برتر با سهمیه بیشتر 12بار قهرمان شده اند
درباره ی تاتنهام و سیتی هم که سیتی اصالت و افتخار یک باشگاه را واقعا ندارد و به دلیل خرج بی رویه و زیاد انگیزه تیمهای مقابل زیاد می شود دقیقا مثل کهکشانی ها ی یک و تاتنهام هم تغییراتش وابسته به تیم ملی است که اگر ردنپ سرمربی آن شود بدون سرمربی می ماند که آن هم در مقایسه با مادرید بسیار متفاوت است و تفاوت میان تیم درون زمین و نیمکت بسار زیاد است.

بارسلونا خواست و رئال هنوز نه!

هر گاه دیدید كسی به موفقیتی دست یافته كه شما به آن دست نیافته اید، بدانید او كارهایی كرده است كه شما نكرده اید. "مالكولم ایكس*

 

بی شک این گفته درباره رئال مادرید و بارسلونا بسیار زیاد حکم می کند. رئال مادرید روزگاری به هر آنچه که می خواست دست پیدا کرد و برای طرفدارانش جام گرفتن جزء لاینفک باشگاه مورد علاقه شان بود.

اما اینکه چرا به یکباره تیمی با آن همه اقتدار و شکوه گذشته این چنین در حسرت یک جام معتبر، ولو جام حذفی، می سوزد؟

سوال این جواب زیاد سخت نیست، کافیست که مقایسه ای اجمالی به دو باشگاه رقیب در اسپانیا، یعنی رئال مادرید و بارسلونا،بیاندازیم.

بارسلونا در مقایسه با رئال در آکادمی بسیار فعال عمل کرده است و حاصل آن همه صبر و حوصله و سرمایه گذاری را اکنون با ظهور ستارگان خودساخته ای همچون ژاوی، اینیستا، پدرو، بوسکتس و ... می بیند.

آنها به ستارگان گذشته خود نیز ارج نهادند و روی آن ها سرمایه گذاری کردند، به طوری که پپ گواردیولا را در تیم های پایه خود پرورش دادند تا اکنون وی تیم بارسلونا را 6 جامه کند و خود نیز یکی از بهترین مربیان جهان شود.

آنها(مسئولین و هواداران بارسلونا) خواستند و توانستند، آنها به یک همبستگی رسیدند، آنها نیاز قهرمانی و قهرمان شدن را حس کردند و تمام انرژی خود را صرف این خواسته کردند.

آنها آنچه را که خود خواهان آن بودند را خواسته بسیاری از طرفداران فوتبال در سراسر جهان کردند. آیا کسی جز برای ارضای حس پیروزی طلبی خود به تماشای فوتبال می نشیند؟ آری بارسلونا همه را با همان حس جادو کرده است تا با تاریخ نه چندان درخشان خود دل خیلی ها را به دست بیاورد و رئال مادرید را با همه شکوهش زیر سایه قرار دهد.

در مقابل اما رئال مادرید چه کرده است؟ در این سال ها کدامیک از ستارگان رئال مادرید از بین بازیکنان آکادمی بوده است؟ رئال مادرید به جای آنکه به بزرگان خود احترام بگذارد و روی آنها سرمایه گذاری کند، آنها را از خود رنجاند و از باشگاه مورد علاقه شان دور کرده است.

آیا فرناندو هیرو چیزی کم از گواردیولا داشت؟ چرا نباید یکی از آن ستارگان ارزشمند سالهای گذشته باشگاه زمام تیم آکادمی را در دست بگیرد؟ مگر رائول بهتر از آدبایور نبود؟ مگر نه اینکه وی تعصب و تجربه و عشق داشت و در این برهه حساس به کار رئال می آمد؟

آری بارسلونا می تازد و رئال حتی با بهترین مربی جهان نیز غیر مطمئن گام برمی دارد و 4 امتیاز در جدول عقب تر است و در ال کلاسیکو 5 گل دریافت می کند.

 

آری مهم خواستن است و اینکه باید بدانیم، طرفدارانی که امروز در تلویزیون ایران و هرجای دیگر سنگ بارسلونا را به سینه می زنند و بی پروا به حمایت آن تیم می پردازند، یک دهه قبل مقهور رئال بودند و تیم کهکشانی را می پرستیدند. باد اکنون به سوی بارسلونا می وزد؛ وای به حال روزی که جهت باد به سوی رئال عوض شود و اشخاص حزب باد به سوی رئال مادرید روانه شوند، آن گاه باید شاهد خشم هواداران بارسلونا از گزارشگران و ... باشیم.

زندگی بالا و پایین دارد، نوبت به همه می رسد، یک روز به کام بارسلوناست، حتماً یک روز هم دوباره به کام رئال می شود.

 

* مالکولم ایکس (Malcolm X) ، مبارز و رهبر مسلمان آمریکا. او قبل از اینكه مسلمان و بعدها رهبر سیاهپوستان آمریكا شود یك قاچاقچی هرزه بوده است!

رئال مادرید1-0اسپانیول


۱-۰

رئال دیشب با گل مارسلو به پیروزی ۱ بر صفر رسیدند.به گزارش سایت گل رونالدو بهترین بازیکن میدون بوده.البته کاسیاس تو دقایق اول از بازی اخراج شد.

مورينيو يا والدانو ؟!

بحث روز باشگاه این مسئله شده است . زمانی این مسئله بیشتر اشکار شد که بحث خرید مهاجم جدید مطرح شد

بالدانو با خرید مخالف بود ، اگر بیاد داشته باشد با خرید اوزیل وخدیرا هم مخالف بود وکلا خرید بازیکن جدید مخالف است او دوست دارد از تیم پایه بازیکن به تیم اصلی بیاد واز بازیکنان کم اسم رسم استفاده شود برای همین با خرید هر بازیکن شروع به فروش بازیکن می کند

با امدن بازیکانانی مثل: رونالدو- کاکا- بنزما-ژاوی-اوزیل –دماریا- خدیرا شروع به فروش متسلدر-درنته –گوتی –رائول –نیستروی-روبن- اشنایدر-فن دروات – چند بازیکن دیگر کرد

وباعث اخراج دل بوسکه از رئال شد تا رئال دچار ناكامي هاي متمادي شود تا زمانی که کاپلو امد .

مورینیودر اینتر در سال اول به نتیجه نرسید و در سال دوم ،‌تغيیرات زیادی در اینتر داد رفتن زالاتان وچندین بازیگن دیگر تا امدن اتوو ،اشنایدر، میلیتو،لوسیوباز هم اینتر در اروپا حرفی برای گفتن نداشت تا در تعطیلات زمستانی پاندف را خرید واینتر تمام جام ها را درو کرد اختلاف فاحش ان زمانی بود که در دور مقدماتی با بارسلونا حرفی براي گفتن نداشت ولی در یک چهارم قضیه برعکس بود

 

تیم رئال بر عکس بارسلونا بد بسته شده بود با امدم کاروالیو دفاع تیم بهتر شد ولی زوج مناسبی براش در رئال وجود ندارد ونداشتن یه دفاع چپ خوب بیشتر گلهای تیم های حریف از این نقطه وارد دروازه رئال مي شود . نداشتن زوج مناسبی برای ژابي الونسو(جرارد-فابرگاس) هم مسئله ديگري است . خدیرا ولاس فقط تخریبی هستند وقدرت بازی سازی وانتقال توپ به حمله شان تفریبا صفر هست وبدتر از اول قدرت شوت زنی وگلزنی آنهاست ، چیزی که نقطه قوت بارسلوناست یعنی زوج ژاوی واینیستا نقطه عطف بارسا هستند .

با خرید اوزیل ودی ماریا عملا نشان داد تصمیم والدانو برای فروش روبن اشنايدر اشتباه محض بود سبک بازی اشنایدر و وپست بازی با اوزیل یکی هست همین طور روبن ودی ماریا برای همین شدیدا مخالف این خریدها بود والدانو، تازه به مراتبط بازی اشنایدر وروبن بالاتر بود که با ضرر زیاد به تیم های دیگر واگذار شد

تيم پر از هافبك دفاعي است ، لاس، گاگو،خدیرا،گرانروکه فقط یکی از آنها بايد بازی کنند ولی مهاجم فقط یکی در تيم داشتيم ، بنزمايي كه بيشتر خصوصيات هافبك دفاعي را دارد تا مهاجم .

والدانو با خرید بنزماي گران قیمت (با این پول می شد یه فوروارد درجه یک خرید) وفروختن رایگان رود و رائول باعث ضعف در خط حمله رئال شد .

مورینیو ضعف های مدیریت والدانو را نشان داد دخالت بی جا در تیم فشار روی تیم برای قرار گرفتن بازیکن دلخواه در ترکیب تیم ونظر در مورد چگونه بازی .....

براي همین با او صحبتي ندارد و حق ورود سر تمرین تیم ورختکن از او سلب کرده است

 

حتی بعضی وقت ها فکر میکنم او طرفدار بارساست وچشم دیدن موفقیت رئال را ندارد ، مگ می شود بازیکنانی که با هزار مشکل خریده شده اند زیر قیمت وحتی رایگان به فروش برسند در صورتی که خود رئال نیاز مبرمی به انها دارد حتما می دانید که رئال تا دست روی بازیکنی می گذارد قیمت ان چند برابر می شود وچقدر خریدن بازیکن برای رئال سخت است

رئال مادرید-لوانته

عزیزان شنبه یعنی ۳۰ بهمن رئال با لوانته ساعت ۲۲:۳۰ بازی داره.

كالچوپولي به سبك اسپانيايي

شايد كمتر كسي باشد كه براي يك بار هم كه شده اسمي از بزرگترين رسوايي تاريخ فوتبال باشگاهي ايتاليا يعني كالچوپولي نشنيده باشد...اتفاقي كه در سال 2006 لرزه بر اندام بزرگان ايتاليا انداخت...

براي چندين سال تيم هاي لاتزيو يوونتوس فيورنتينا و ميلان از حمايت هاي بي دريغ داوران ايتاليايي سود مي بردند ولي پليس ايتاليا سر انجام و بعد از 2 سال تحقيق مخفيانه از پشت پرده هاي اين بازي كثيف باخبر شد....

زلزله اي كه در فوتبال ايتاليا رخ داد به قدري قدرت تخريب داشت كه تا سال ها خبري از تيم هاي ايتاليايي در اروپا نبود و حتي تيم ملي اين كشور هم بعد ا قهرماني در جام جهاني تقريبا در هر تورنمنتي كه شركت كرد بسيار ضعيف و دور از انتظار بود و در افريقاي جنوبي هم خيلي خيلي پايين تر از استاندارد يك تيم سطح اول اروپايي خودش رو نشان داد.

اما اسپانيا

حتما شما مادريديستا ها هم مثل من از دست داوري هاي كاملا يك طرفه خسته شديد.داوري هايي كه هر روز و هر روز ضعيف تر ميشه و هيچ كسي هم پاسخگو نيست....هيچ كس

از نگرفتن سه پنالتي كاملا مشخص در بازي اي كه براي رئال به نوعي حكم مرگ و زندگي داشته گرفته تا الكلاسيكويي كه كاملا يه طرفه سوت زده شد...بله شما رئالي ها فقط و فقط شايد بازي هاي تيم محبوبتان رو تماشا مي كنيد يعني رئال...و يا در نهايت پاي تلوزيون بازي بارسا رو هم ميبينيد مثل من و با كمال نا باوري مشاهده ميكنيد كه سر حريفان رودر روي بارسا به راحتي بريده مي شود.....براي نمونه در دقيقه دوم بازي بارسا و سانتاندر افسايد كاملا مشخص پدرو گرفته نمي شود تا كمر سانتاندر كاملا شكسته شه و بردي بي دردسر براي بارسا رقم بخورد....

اما ايا فقط قضيه به همين دو تيم ختم مي شود؟

شايد كساني كه مثل من اكثر بازي هاي اسپانيا را دنبال مي كنند خيلي خوب بتوانند جواب اين سوال رو بدهند...... بازي والنسيا و مالاگا با نتيجه 4 بر سه به پايان رسيد.....و شايد فقط مالاگايي ها چوب گمنام بودن خود ر خوردند...شايد اگر به جاي نام مالاگا اسم رئال در مقابل والنسيا بود يكي از بزرگترين جنجال هاي چند ماه اخير اسپانيا رقم مي خورد...

تيم مالاگا با 9 نفر بازي را تموم كرد و در اخرين ثانيه ها هم گل چهارم را دريافت كرد.ولي در چه شرايطي؟گل سوم والنسيا در شرايطي كاملا عجيب رقم خورد...داور خطاي كاملا اشكار روي دروازه بان مالاگا را نديد تا دروازه بان نقش زمين شود و اور بانگا به راحتي دروازه را باز كند....پنالتي اي كاملا مشكوك هديه داده مي شود به والنسيا و اخراجي كاملا مضحك براي مالاگا...اينها فقط بخشي از اتفاقات آن شب بود ....

والنسيا در اين فصل بارها از حمايت هاي ان چناني داوران سود برده است ، دقيقا مثل سويا و قضاوت هاي بسيار جنجالي اي در بازي هاي آنها رخ داده است.....در واقع اگر دوستان وقت و حوصله داشته باشند و بتوانند 4 يا 5 بازي را در يك هفته از فوتبال اسپانيا دنبال كنند متوجه خواهند شد كه داوران در اين كشور بزرگترين عامل تعيين كننده برد و باخت ها در بازي ها هستند....

پنالتي هاي مشكوك افسايد هاي كاملا مضحك و يا برعكس اعلام نكردن افسايد هاي ان چناني تنها بخشي از شاهكار هاي هر هفته داوران در اسپانياست....ما رئالي ها خوب اين قضيه را درك ميكنيم كه چطور داوري مي تواند يار دوازدهم برخي تيم ها باشد ولي تيم هاي كوچك در اسپانيا بزرگترن قربانيان همين داوري ها هستند.....تيم هايي كه نه هواداراني ان چناني دارند و نه صدايي از آنها به كسي مي رسد....

كساني كه فوتبال ايتاليا رو در آن سال هاي قبل از كالچوپولي دنبال ميكردن شايد بتونن به شباهت هاي بسيار زياد اون سبك داوري ها و داوري هاي فعلي اسپانيا پي ببرد......و شايد هم روزي زمين لرزه بزرگ در اسپانيا رخ دهد..

بارسا مات شد.

در  بازي شب دوم نيز ، بارسلونا در حالي كه از آرسنال با تك گل ويا پيش افتاده بود ، روي ضعف فني گوارديولا و تعويض اشتباه اين مربي ، بازي برده را با شكست 2-1 عوض كرد تا آرسنال اين اميد را داشته باشد كه در صورت گل نخوردن در نيوكمپ ، بتواند كه انتقام شكست سنگين فصل گذشته اش را از بارسلونا بگيرد . دو گل آرسنال را آرشاوين و فن پرسي به ثمر رساندند. مسي ، بازيكن آرژانتيني بارسلونا در اين بازي با از دست دادن دو موقعيت مسلم ، شب سياهي را پشت سر گذاشت تا بارسلونا ، بعد از تساوي سخت برابر گيخون ، با اين شكست ، يك هفته سياه را پشت سر گذاشته باشد .

آپارتاید رسانه ای

واژه آفریکانس آپارتاید یکی از اشکال وحشیانه تبعیض نژادی را بیان می‌کند و از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است.

سالها از پیروزی نلسون ماندلای بزرگ و برچیده شدن بساط تبعیض می گذرد اما هنوزدر گوشه هایی از این کره خاکی می توان نشانه های واضح و آشکار تبعیض را دید

موردی که شاید در دنیا منحصر به فرد باشد نمونه ای است که در کشور ما ایران مشاهده می شود که می توان نام آن را تبعیض رسانه ای یا آپارتاید رسانه ای نامید.

من در اینجا نمی خواهم به عنوان یک طرفدار رئال مادرید سخن بگویم بلکه میخواهم از حرف دل طرفداران ایرانی تمامی تیم های بزرگ اروپا را نقل کنم.

تا بحال چندین بار شده که در انتظار تماشای بازی تیم محبوب خود بوده اید و ناگهان در کمال تعجب و شگفتی مشاهده کرده اید که مسابقه ای پخش شده است که میان بارسلونا و یک تیم بسیار سطح پائین برگذار شده است .

آری این تلویزیون ملی ایران است که تبدیل شده است به بارسا تی وی ( نام شبکه اختصاصی اف .سی بارسلونا )

مطمئنم طرفداران آرسنال و آ.اس رُم هرگز روزی را از یاد نخواهند برد که بازی تیم های محبوبشان در دقایق انتهایی نیمه کاره رها شد تا بازی بارسلونا روی آنتن برود.

من تا کنون بیاد نمی آورم که تا بحال دیده باشم در شبی که رئال مادرید و بارسلونا در یک ساعت همزمان بازی داشته اند ، بازی رئال مادرید پخش شده باشد ، حتی اگر دربی مادرید باشد و در طرف دیگر بازی بارسا با خیخون باشد ، بازهم بازی بارسا ارجحیت خواهد یافت.

نکته دیگر که به شخصه بارها دیده ام و به هیچ وجه نمی توانم توضیح منتقی بر آن بیایم این است که در لیگ اسپانیا بعضی هفته ها بازی ها ساعت 21:30 به وقت تهران آغاز می شود که پخش این بازیها مصادف می شود با پخش اخبار شبانگاهی ساعت 22:00 از شبکه سوم . تا بحال بیشتر از 10 بار بازی پخش مستقیم رئال مادرید به دلیل اخبار قطع شده است ، البته مشکلی نیست چون اخبار در حالت عادی می بایست در سر ساعت پخش شود امّا وقتی مشاهده می شود در زمان پخش بازیهای بارسلونا به جای قطع بازی و پخش اخبار ، این اخبار است که با 20 دقیقه تأخیر پخش می شود می بایست انگشت حیرت به دهان گرفت و به طرفداری مسئولان این شبکه از بارسلونا ایمان آورد.

واقعا اگر حمایتی که شبکه 3 و رسانه ملی از بارسلونا بعمل می آورد اگر از تیم ملی کشور هم بعمل می آمد نتایج بهتری در جامهای اسیایی و جهانی می گرفتیم .

نکته دیگر در مورد شبکه 3 انتخاب کاملا حساب شده گزارشگران مسابقات فوتبال است. در این شبکه از پدیده ای چون عادل فردوسی پور ( با اینکه طرفدار بارساست ولی همواره سعی داشته انصاف را رعایت کند ) که بگذریم با کمی چشم پوشی می توان مزدک میرزایی را هم گزارشگری با انصاف معرفی کرد . اما این 2 نفر هر 10 بازی یکبار ممکن است بعنوان گزارشگر بازی رئال مادرید یا تیم های بزرگ دیگری مثل میلان ، یوونتوس ، چلسی ، منچستر و ... انتخاب شوند . این 2 گزارشگر بنا به انتخاب شبکه مذکور همواره بازیهای بارسلونا را گزارش می کنند تا خدای نکرده مسئولین طرفدار این تیم در شبکه 3 از گزارش سایر گزارشگر نماها ناراحت نشوند.

نوبت به بازیهای رئال مادرید که می رسد گزارشگران همواره نوابغی مثل جوادخیابانی ، پیمان یوسفی و تازگی ها علیرضا سیانکی هستند که ذوب در مکتب بارسلونا و گوآردیولا هستند و از هیچ تلاشی برای نیش و کنایه زدن به رئال مادرید و طرفداران بیشمارش کوتاهی نمیکنند.

خداوند بزرگ را شکر که مدتی است از دشمن شماره یک هر تیم اروپایی غیر از بارسلونا یعنی رضا جاودانی خبری نیست . در بازی الکلاسیکو 2 سال پیش به کارشناس برنامه که فقط کم بود لباس بارسا رو بپوشه گفت شما درباره الکلاسیکو توضیح بدین بعد هم درباره بارسا صحبت میکنیم انگار نه انگار حریف این تیم هم رئال مادریده و چه زیبا بود دیدن قیافه این آدم بعد از پیروزی 1-0 رئال انگار غم عالم روی دوشش قرار گرفته بود. یا زمانی که رئال با 18 امتیاز اختلاف قهرمان شد با وقاحت از کارشناس نمای برنامه میپرسید به نظر شما حق رئال مادرید بود که قهرمان بشه؟!؟!

شخن زیاد است تعداد کاراکتر های مجاز برای نوشتن محدود!

پس بر عهده همه ماست که با همیاری طرفداران سایر تیم های بزرگ اروپا دست به دست هم بدهیم و در مقابل این آپارتاید رسانه ای بایستیم .

چشمها را باید شست

"قهرمانی در لالیگا بعد از این شکست پیچیده شد.رئال باید تمامی مسابقات قبل از کلاسیکوی برگشت را برده وسپس بارسلونا را هم ببرد تا قهرمان شود."
اینها سخنان خوزه مورینیو پس از شکست در برابر بارسلونا در نوکمپ بود.تقریبا همگان با او موافقند که تنها راه قهرمانی رئال در این فصل لالیگا چیزی جز این نیست.
رئال در این فصل ثابت کرده که از تمامی تیمهای حاضر در لالیگا یک قدم جلوتر است.(البته به جز بارسلونا!!) اما این فقط نیمی از راه قهرمانی است که موررینیو به آن اشاره دارد.نیمی دیگر(و یا حتی بیشتر!)شکست بارسلوناست.اما چگونه؟

سوالی که ذهن خیلی از فوتبال دوستان وحتی بسیاری از مربیان جهان بخصوص اروپا را به خود مشغول کرده است تا جایی که آرسن ونگر میگوید شکست بارسلونا غیر ممکن نیست ولی بسیار سخت است!
چند روز پیش یکی از مفسران روزنامه گاتزتا دلو اسپورت ایتالیا تاکتیکها ودلایل پیروزی های پر گل بارسلونا در این فصل را بیان کرد.اما در زیر میخواهیم روش شکست دادن بارسلونا را بررسی کنیم!(که البته فقط و فقط نظر شخصی است و بارها وبارها جای نقد کردن دارد و انتقاد از آن باعث مباهات من به عنوان یک رئالی است.)
چون سیستم بارسلونا سیستمی خاص است پس باید روشی برای شکست دادن آن در نظر گرفت روشی که با اعداد و ارقام قابل بیان نیست!در این سیستم رئال (طبق معمول) با 4دفاع خطی بازی میکند که مانند بازیهای گذشته دفاع های چپ و راست وظیفه ی نفوذ در هنگام ضد حمله را خواهند داشت.
اما راه شکست بارسلونا مهار دو یازیکن شاه کلیدی آن یعنی مسی و ژاوی است.برای مهار این دو با باید با دو بازیکن خارج از جریان بازی وارد زمین شد که رئال با داشتن 4 هافبک دفاعی (گاگو لاسانا دیارا خدیرا)از این بابت غنی است و با استفاده از دو بازیکن از این تعداد(که به نظرم لاسانا و گاگو گزینه های مناسبتری هستند!) باید مسی و ژاوی را از جریان بازی خارج کرد.این یارگیری طوری است که مهار این دو برمهار توپ ارجحیت دارد.این بازیکنان باید سایه به سایه آنها باشند تا جایی که اگر مسی یا ژاوی به دلیل مصدومیت از زمین خارج شدند این دو نیز در خارج از مراقب آنها باشند.(!!!)
ذلیل این کار اینست که اکثر حملات بارسلونا از سوی این دو بازیکن انجام میشود .که با این کار( بر خلاف تصور خیلی ها!) نه تنها از توان تهاجمی رئال کاسته نمیشود بلکه کهکشانی ها میتوانند تنها تیمی باشند که در برابر آبی اناری ها مالکیت توپ و میدان را در اختیار بگیرند.
اما خط هافبک رئال در این بازی (به جز دو بازیکن مذکور) شامل ژابی اوزیل وکاکا و رونالدو به عنوان تک مهاجم (که میتواند کلید رئالیها باشد!) چینش خواهد یافت.رئال همانطور که در این فصل نشان داده در ضد حمله وتبدیل و چرخش توپ از دفاع به حمله (توسط ژابی اوزیل ورونالدو) غیر قابل مهار است وهمین میتواند روش گلزنی رئال باشد.
اما شاید سوالی که ذهن خیلی ها را مشغول کرده چگونگی مهار اینیستا وداوید ویاست.دو بازیکنی که در مجموع در چهار گل بارسا در بازی رفت(چه گل و چه پاس گل!) نقش مستقیم داشتند!برای مهار این دو بازیکن زهردار باید تک هافبک دفاعی رئال در این بازی یعنی ژابی و نیمه راست خط دفاعی (یعنی په په و راموس) تحرک بیشتری داشته ومطمئنا با تلاش زیادتر قادر به مهار این دو بازیکن خواهند بود.
در پایان برای ترسیم سیستم نموداری رئال و بارسلونا ودر صورت انجام درست وظایف از جانب 2 بازیکن کلیدی خارج از جریان بازی دو تیم با 9 نفر رودرروی یکدیگر قرار خواهند گرفت(2بازیکن از رئال و مسی و ژاوی از بارسا کنار خواهند رفت!) که در آن صورت سیستم رئال به 4-1-2-1 تبدیل خواهد شد.(سیستمی که اینتر فصل گذسته نصفه و نیمه آن را به کار گرفت و3-1پیروز شد!)
البته این مایه ی نگرانی است که رئال برای شکست دادن رقیب دیرینه اش باید تاکتیکی خاص و مجزا ازسایر مسابقاتش اتخاذ کند ولی چاره چیست؟!
در پایان امیدوارم رئال با هر آرایشی وارد زمین میشود در نهایت نتیجه اش پیروزی بر آبی و اناری های ایالت کاتالان باشد.(و بار دیگر باید ذکر کنم که این نوشته فقط و فقط بیلن نظرات شخصی بوده و امیدوارم تمامی دوستان نویسنده را از نظراتشان محروم نکنند!)

کریس رونالدو


کریستیانو رونالدو دوس سانتوس آویرو

اسم CRISTIANO RONALDO DOS SANTOS AVEIRO
محل تولد Madeira ، پرتغال
تاریخ تولد 05/02/1985
پست مهاجم
وزن 84.5 کیلوگرم
قد 186.5 سانتی متر
ملیت پرتغالی
شماره 7
سن 25

بهترین هواداران دنیا

اصولا دوست دارم حرفی که می زنم با دلیل و منطق همراه باشد مثل همین مقاله ای که حتی اگر با تعصب ترین طرفدار بارسا هم آن رو بخواند ، بپذيرد!

رئال مادرید در تمامی ادوار دارای بهترین هواداران بوده که هواداران درک خوبی از باشگاه داشته اند ...شاید آقای ونگر هواداران رئال را به کساني تشبیه کرد که فقط به خرید ستاره فکر می کنند ولی آقای ونگر و تمامی دوستان:

هواداران رئال تنها هوادارانی هستند که شعار علیه تیم خود و تیم دیگران را بلد نیستند و هیچ وقت به تیم های حرف فحش و ناسزا نمی دهند چیزی که بعینه در تمامی ورزگاه های اسپانیا و حتی دنیا مشاهده می کنیم وحتی در تلویزیون ایران هم شما می بینید اون ها فقط تشویق می کنند حتی بازیکنان حریف را!!

نه کله ی خوکی!!!نه سنگی!!!و نه تحریکی!!!؟؟؟در مواقعی که ناراضی هستند دستمال های سفید بلند می کنند!!!

و در مواقع لزوم مثل بازی با مايوركا ، به حمایت از مربی خود می پردازند(نه ترس ،نه وحشت،برنابئو تا پای مرگ با مورینیو)

عزیزان برنابئو تنها ورزشگاهی است که به تشویق ستاره حریف پرداخت و وقتی بازیکنی در ترکیب خود برای تشویق پیدا نکرد رونالدنیو را تشویق کرد!!!نه مثل بعضی ها فحش ...!!!

*و در آخر: رونالدينیو:در برنابئو شبی را گذراندم که آرزوی هر بازیکی است!!! آن شب دیگر اتفاق نمی افتد*

از ماست كه بر ماست

این چند وقت که بحث خرید یک مهاجم جدید مطرح است ویا رفتن مورینیواغلب هواداران از مورینیو حمایت کرده اند که این چندان جالب نیست زیرا که ما رئال را می خواهیم چه با مورینیو و چه بی مورینیو .
در این که مورينيو ، اصلي ترين پازل رئال مادريد در اين فصل است ، ترديدي نيست اما وقتی كامنت هاي برخي دوستان را می خوانی گویی همه به خاطر مورینیو رئالی شده اند اما دوستان فراموش نکنید که چه کسی مارا از بن بست خارج کرد بدون تردید پرز بود تا به حال به دو سال پیش برگشته اید در برنابئو زمان الکلاسیکو افتضاحی به وجود آمد که بدون تردید نه کسی فراموشش می کند و نه کسی جز پرز می توانست این تیم را نجات دهد.
تا به حال در جهنم نیوکمپ دیده اید که شال های رنگی برای اعتراض تکان داده شوند اما بارها و بارها در برنابئو دیده ایم چرا فراموش کرده ایم که اولویت اصلی ما حمایت از رئال است نه آقای خاص نام ها می آیند و می روند.
مگر مورینیو بزرگتر از رائول است؟ چه کسی فکر می کرد روزی او برای شالکه بازی خواهد کرد ما به ون گل نیاز داریم اما بیش از آن به هوادار واقعی نیاز داریم ون گل دو سال و نیم در مادرید بود گل هم زد اما نه به اندازه ی مدت حضورش مصدومیت های پیاپی او را فراموش کرده اید واقعیت این است که مورینیو بیشتر بهانه گیری می کند.
بازگردید به جهنم ! آیا رئال از نظر بازیکن اینقدر از بارسا عقب است و آیا این اختلاف به 5 گل میرسد سال پیش با یک مربی بی حاشیه ما یک بر صفر باختیم بله قبول دارم که مورینیو بهتر و پر افتخار تر از پلگرينی است اما چیزی که اهمیت دارد حمایت از رئال و کسانی که برای رئال زحمت بیش تری کشیده اند .
مانند پرز کسانی که از پروژه های کهکشانی انتقاد می کنند یادآور می شوم که بسیاری از نتایج و بازیکنانی که ما به آنها می بالیم از زمان همان پروژه هاست یک سری به اسطوره های همین سایت بزنید متوجه می شوید حتی اگر هم یاد کاپلو و شوستر هم بیافتید متوجه می شوید که ممکن است مورینیو به درد رئال نخورد سالی که با کاپلو قهرمان شدیم هم امتیاز با بارسا قهرمان شدیم ولی با شوستر با قاطعیت چیزی که حقیقت دارد این است که رئال بی و با مورینیو رئال است و باید بدرخشد
اما چیزی که مهم است حمایت از اصل یعنی مادرید است.

اطلاعیه..............اطلاعیه...........

باسلام

تا زمانی که نظر داده نشود این وب آپ نمیشود.اگه این وب را دوست دارید نظر دهید غیر از این برخی از دوستانمان در وبلاگشان مطالب ما را کپی میکنند در صورت مشاهده  وب شخص فیلتر و حذف خواهد شد.

با تشکر

نظر یادتون نره

بهترین تیم کیست؟

مدتیه یک پدیده نامشخصی بنام فوتبال زیبا و اینکه چه تیمی این فوتبال را ارائه میکند مطرح شده. حال سوال اینجاست که آیا این پدیده بهترین تیم را مشخص میکند و یا اصلا تعیین کننده این نوع فوتبال چه چیزی و چه کسی است؟

باید بدانیم که فوتبال مجموعه ای از فرهنگ و تاریخ و سابقه یک کشور ، یک شهر و درنهایت یک تیم است. پس براحتی نمیتوان یک تیم و یا یک سبک فوتبال را بواسطه مدت کوتاهی موفقیت در تاریخ فوتبال بهترین بنامیم!!!!!!!

پس بهترین کیست؟ جواب این است که بهترین، با ثبات ترین است و در تاریخ فوتبال هیچ تیمی یافت نمیشود که از رئال مادرید با ثبات تر باشد چرا که از بدو شروع فوتبال تا به امروز قدرت برتر فوتبال جهان است و در هر مسابقاتی از مدعیان اصلی بشمار می آید. افرادی که تیم فوتبال بارسلونا(که البته تیم سیاسی بارسلونا بهتر است) را بخاطر قهرمانی های اخیربهترین میدانند باید بدانند که در دهه اول قرن بیست ویکم که انصافا بهترین دهه تاریخ بارسلون است ، تیم بزرگ رئال مادرید بازهم از آنها بیشتر جام برده و در مجموع امتیازات لالیگا از آنها جلوتر میباشد و اگر افتخارشان فوتبال شناور است پس بهتر میباشد که نیم نگاهی به رئال در زمان دلبوسکه داشته باشند تا بفهمند فوتبالی که آنها زیبا مینامند یعنی چه! هنوز سه سال نگذشته که با اختلاف بیست امتیاز قهرمان شدیم!!!!!!!

تائید این صحبتها هم تیم منتخب لالیگا در دهه اول قرن بیست و یکم میباشد که اکثر آن را تیم سپید پوش محبوبمان پر کرده است!

اگر آنها بهترین بودن را بخاطر ژاوی،مسی و اینیستا میدانند پس ما با دی استفانوها و پوشکاش ها و زیدان ها و خنتو ها و هیرو ها و سانچز ها و کارلوس ها و رائول ها (ببخشید اگه بخوام همه رو بگم بیشتر از 3500 کراکتر میشه) و حتی کاسیاس بیست و نه ساله که یک تنه اسپانیا را برای اولین بار بر بام جهان نشاند(کل تاریخ فوتبال رو گفتم)چه بگوییم!!!!!!!

پس بهترین تیم، تیمی است که در طول تاریخ وتا به امروز با ثبات و سلامت کامل باشد و نه اینکه قهرمان شدنشان در اروپا و انتخاب بهترین بازیکن دنیا پر از حرف و حدیث باشد و مشکوک به .......!!!

بهتر است همه جهان به افتخار رئال مادرید بزرگ از جای بلند شوند و یکصدا بگویند درود بر رئال مادرید کبیر بهترین تیم تاریخ فوتبال جهان.


شكيبايي

با درود خدمت دوستان و اهالی رئال.....

من سال هاست به این تیم روی آوردم نه فقط با خاطر افتخاراتش بلکه به خاطر اینکه بلند پروازی در ریشه ی این تیمه و فلز این تیم در اوج بودن است ،به قول گوآردیولا رئال زنده ترین تیم جهان است چون سال هاست به قهرمانی نرسیده اما هنوز که هنوزه پر افتخارترین تیم دنیاست و زمان زیادی مي برد تا رئال دست یافتنی شود. این مهم هم نیاز به اثبات نداره:9 جام در اروپا،31 جام دراسپانیا و بیش از 30 جام در جام حذفی و سوپر جام.

اگر بخواهیم به عقب برگردیم فصل گذشته رئال با 96 امتیاز فصل را تموم کرد،این خیلی خوب است اما برای قهرمانی ما باید رقیبی و پشت سر می گذاشتيم که 99 امتیاز گرفت و این یعنی که ما عالی نبودیم اما از بهترین ها بودیم. پرونده ی پلگرینی در حالی بسته شد که می شد بهش امید داشت اما روح بلند نظرانه رئال کسی مثل خوزه را می خواست تا با نبوغ به هنگامش در عرصه فوتبال بتواند رئال را به سمت تعالي سوق دهد.روح بلند نظرانه ای که خریدهای گرانی مثل کریس رونالدو، کاکا،زیدان،فیگو،کریم بنزماو... به رئال كشاند.بازيکنانی که شاید هیچ وقت به باشگاه هایی مثل بارسا،منچستر،میلان یا حتی من سیتی نروند .نه فقط به خاطر مسائل مالی بلکه به خاطر پرستیژ باشگاهی.

منم با دوستان هم عقیده ام که پس از حضوره مورینیو این اتفاقات فقط و فقط یه جنگ سیاسی تا آب را گل آلود کنند و از آن حداکثر بهره را ببرنئ.اما ما به عنوان یه هوادار در یک نقطه ای که کیلومترها با باشگاه فاصله داره تنها با صبر و بردباری میتوانیم به تیم کمک کنیم،هر چند پیش آمده بازی های رئال پخش نشده وپخش شده اما اخبار نه چندان مهم در بین آن پخش شده یا گزارشگرها با رئال کم لطف و نا مهربان بودند و.....! به هرحال با تمام این اوصاف ما پای تیم ایستادیم و با تمام کم و کاستی ها،برد و باخت ها و نا داوری ها ساختیم.پس حالا که وقت به ثمر نشستن تمرین های سخت،بازیهای فشرده،فشارهای روحی و روانی برای بازیکنان و کادر تیم و شب بیداری و اعصاب خوردی برای ماست دست از انتقاد برداریم.این همان تیمی هست که ما می خواهیم.ما همه ی بهترین هارو داریم:از مربی و مدیرو بازیکن گرفته تا ما هوادارای کوچیک در سراسر دنیا.ما یه خانواده ایم.

حرف آخر!

1. صبر کنید چراکه خداوند با صابرین است.

2. رئال مادرید با هیچ تیمی مقایسه نکنید.قبول که بارسا خوب بازی میکند و برد حقش است اما سبک فوتبالش ماله رئالی است که سالها پیش دست دل بوسکه بود.بارسا تیمی است که چند سالی اوج گرفته و من مطمئنم به زودی لالیگا مثل قبل تک قطبی میشود وبه رئال میرسد.بارسایی ها پا به سن گذاشته اند و رئال تيمي جوان است با چندین ستاره مطرح.

3. مدیریت رئال اشتباهاتی داشته همه ما هم به آن واقفیم اما میدانیم که آن ها

هم برای کارشان دلیل داشتند و هدفشان ارتقاء باشگاه بوده ولا غیر.پس از حاشیه و حاشیه سازان دوری کنید.میبینید که دشمن میخواهد از هر وسیله ای استفاده کنئ و ضربه اش را بزند.این همان کادری هست که با پروژه موفق کهکشانی های 1 رئال را بهترین تیم دنیا کرد.پس الان هم مي تواند.

4. ما بهترینینم،به این ایمان دارم و امید وارم شما هم مثل من باشید چراکه اساس کار تیم ماست، بهترین بودن.

و 5. برای تمام بازیکنان و کادر تیم از ته دل آرزوی موفقیت دارم چون موفقیت اونا،موفقیت ماست و برای ایگواین و په په که مصدوم هستند هم آرزوی بهبودی هر چه زود تر دارم تا شیرازه ی تیم مستحکم تر از قبل شود.

سندروم تغییر مربی بلای جان رئال

"رئال بعد از مدت ها مربی کامل خود را پیدا کرده است و باید برای سال ها او را حفظ کند"

اینها سخنان ایکر کاسیاس پس ز انتخاب به عنوان بهترین دروازه بان جهان بود که در زوریخ بیان کرد.اما در چند روز اخیر شایعاتی در مورد جدایی زود هنگام مورینیو در پایان فصل از رئال به گوش میرسد.مردی که آمده بود تا رئال را از قحطی جام در این چند سال اخیر رهایی بخشد. آمده بود تا ماجرای مرده بومی گرایی در رئال را زنده کند اما او هم مانند 10مربی قبل از خود شایید عمر مربیگریش در رئال کوتاه باشد...
اما سوال اینجاست.مگر نه اینکه فلسفه ی تغییر مربی در هر باشگاه نتایج ضیف در طول فصل است؟و یا آمدن مربی بهتر و بادانش مربیگری بیشتر؟
اما هر چقدز به موضوع تغییر مربی در رئال در این چند سال اخیر بیشتر فکر میکنیم ذهنمان کمتر به جواب میرسد.
رئال در این فصل(به جز بازی 7 آذر) چه نتیجه ی ضعیف دیگری گرفته است؟شاید مدیران رئال صعود به مرحله ی نیمه نهایی جام پادشاهی اسپانیا را(ویا حتی فینال!)با حذف تحقیر آمیز از تیم دستهnامی آلکورکون به یک چشم نگاه میکنند؟فقط کافیست  امتیازات این فصل رئال در لالیگا(احتمالا بهترین لیگ دنیا)را با صدرنشینان دیگر لیگهای اروپا مقایسه کنیم!!
اما بعد از رفتن احتمالی مورینیو مدیران رئال به دنبال چه کسی برای سر مربیگری رئال خواهند رفت؟کدام مربی میتواند جوابگوی فلسفه ی تغییر مربی باشد؟ شاید مدیران رئال مانند سال گذشته (پس از حذف کلیشه ای برابر لیون!)این بار هم سراغ رافا بنیتس بروند منتهی برای جایگزینی مورینیو نه پیگرینی!البته با این استدلال که مرد اسپانیایی پیشین لیورپول سابقه ی قهرمانی لالیگا با والنسیا را دارد! یا حتی قهرماني با لیورپول در چمپیونز لیگ وآَنا بودن با جو رئال و..... .ویا حتی استدلالی قویتر:نابود کردن میراث جاودانه ی آقای خاص در نراتزوری.
البته میخواهد جواب هر چه باشد ویا حتی اگر مورینیو در پایان فصل در رئال بماند یک چیز مسلم است!!
"سندروم تغییر مربی" در این چند سال به بلای جان رئال و وسیله ای برای دق دادن هواداران  تبدیل شده و رئال را از قله ی فوتبال اروپا پایین آورده!
امیدوارم با حفظ مورینیو(حداقل تا پایان قراردادش) این بیماری مدیران رئال رو به بهبودی برود.

شرط قهرماني در لاليگا

اختلاف بارسلونا و مادرید تیم اول و دوم جدول رده بندی لالیگا به 4 امتیاز رسیده است ، برخي کارشناسان معتقدند بارسا باز هم قهرمان این فصل لالیگا خواهد شد ، اما در ادامه به بررسی نکاتی خواهیم پرداخت که قضیه قهرمانی مادرید در ، این فصل رااثبات میکند اما با وجود یک شرط که در ادامه به ان خواهیم پرداخت .
به فصل 2009 باز میگردیم تیم مادرید بعد از قهرمانی در فصل 2008 در ابتدای فصل چند بازی بد انجام داد دقیقا شبیه به بارسا در ادامه این دو تیم هم چنان با هم رقابت کردند تا الکلاسیکو که با گل های مسی و اتوو بارسا اختلاف خود با تیم مادرید را افزایش داده و در ادامه به 13 امتیاز رساند اما در نیم فصل دوم بعد از جدای شوستر و روی کار امدن مربی راموس و خرید دو بازیکن یعنی هانتلارو لاس مادرید به صورت متوالی حریفان را در هم میکوبید تا جا ی که اختلاف به 4 امتیاز رسید مشابه فصل جاری و البته فراموش نکنید بارسا در نیم فصل دوم دچار یک افت شدید شد که هانتلار مهاجم وقت مادرید در یک کنفرانس خبری اعلام کرد مادرید فقط یک امتیاز با بارسلونا فاصله دارد و وی به نحوی قول پیروزی مقابل ابی اناری ها را به تیم داد اما در ان فصل و ان نتیجه 6-2 اختلاف دوتیم به 7 امتیاز رسید که تیم در نهایت به نایب قهرمانی رضایت داد در فصل گذشته با روی کار امدن ستارگان نامی همچون کریس و کاکا تیم در همان ابتدای فصل به صدر جدول تکیه زد و این موضوع تا الکلاسیکو هم چنان ادامه داشت
مادرید پس از باخت 1 بر 0 در مقابل بارسا و ان گل افساید زلاتان از حریف عقب افت افتاد در نیم فصل دوم مادرید مطابق فصل های پیشین با تلاش بیشتر به رقابت بازگشت و اختلاف را به حد اقل رساند تا جای که مادرید می توانست با پیروزی در الکلاسیکو به صدر جدول و قهرمانی برسد اما پس از شکست مقابل بارسلونا و البته مقابل بیلبائو تیم تا حدودی از قهرمانی نا امید شد اما باز هم افت بارسلونا در نیم فصل دوم باعث ادامه ی رقابت این دو تیم تا اخرین بازی فصل شد که پیروزی مادرید در اخرین بازی با توجه به برد بارسا این تیم را باز هم به نایب قهرمانی رساند اما فراموش نکنید اختلاف 1 امتیاز بود.در این فصل نیز مادرید باز هم در ابتدای فصل از بارسا پیشه گرفته و به صدر جدول رسید اما باز هم در الکلاسیکو مادرید مفلوب حریف شد و فاصله به 2 امتیازاما قابل جبران رسیدهمه چیز می توانست عادی باشد تا تساوی مقابل المریا ( مشابه فصل 2009 اما این بار در نیم فصل اول با وجود چنین شرایطی تیم باز هم قهرمان خواهد شد .
اگر در فصل 2009 در نیم فصل دوم تیم به بارسلونا نباخته بود با توجه به شکست بارسا مقابل اسپانیول مادرید می توانست قهرمان شود در سال 2010 نیز اگر کهکشانی ها در بازی برگشت مقابل کاتالان ها شکت نمی خوردند با توجه به اختلاف یک امتیازی این دو تیم در اخرین بازی تیم میتوانست حتی با کسب یک تساوی مقابل ابی اناری ها قهرمان شود و اما در این فصل با توجه به روش بازی بارسلونا که همیشه یک ترفند هست/پاس و پاس و پاس/ تیم ها بعد از کسب نتیجه ضعیف در نیم فصل اول مقابل این تیم و اشنا شدن با روش بارسا به مراتب کار را برای این تیم سخت تر خواهند کرد و اما کهکشانی ها با بازگشت کاکا و امادگی کریس هماهنگتر شدن تیم وجود مورینیو و اجرای روش خود مربی در بازی .
بر خلاف بازی رفت مقابل بارسا و البته بازی در سانتیاگو که مادرید در ان تن به شکست نداده میتوانند با پیروزی بر بارسا در دور برگشت بدون شک قهرمانی را به دست اورند .
بله درست حدس زدين شرط قهرمانی مادرید در این فصل فقط شکست دادن بارسلوناست که امیدواریم با خرید یک مهاجم خوب و تقویت خط حمله و اعتماد به مورینیو به این مهم دست بیابیم چیزی که دور از انتظار نیست .

جدیدترین عکسای رونالدو

سلام امروز با یه سری عکس توپ اومدم امیدوارم از دانلودشون لذت ببرید فقط نظر یادتون نره...

          

                                   حجم : ۴ مگابایت

                                         دانلود

 

بنزما ، مردي براي تمام اعتراضات

خيلي جوان بود كه در لاشامپيونا شروع به درخشيدن كرد.در ان زمان هم خيلي از او انتقاد ميشد.خيلي ها او را در حد يك بازيكن حرفه اي نميديدند.اما تلاش و پشتكار بسيار زياد و اعتماد به نفس بالايي كه از خود نشان داد بالاخره همه نگاه ها رو به سمت اين بازيكن جلب كرد.
يكي از بهترين گل زنان لاشامپيونا با قبول پيشنهاد تيم اول پايتخت اسپانيا يكي از بزرگترين چالش هاي زندگي حرفه ايش رو تجربه كرد.بازيكني كه براي تبديل شدن از يك ستاره به ابر ستاره پاي به مادريد نهاده بود خيلي زود هدف اصلي اماج حملات طرفداران و منتقدين اسپانيايي شد.
علت چه بود ؟‌ كم گل زدن
اما ايا واقعا كريم استحقاق اين همه حملات را داشته است ؟
بد نيست نگاهي به بخشي از  عملكرد هاي كريم در اين فصل زير نظر مورينيو بندازيم
در بازي با اسپانول كريم با يك حركت بسيار زيبا گل سوم تيمش را به ثمر رساند.در بازي با هركولس و درست زماني كه تيم در اون جو وحشتناك 1-1 مساوي بود به زمين آمد  و در هر دو گل بعدي تيم نقش اساسي و بسيار مهميداشت...در واقع بي انصافي است اگه كريم رو يكي از سه بازيكن برتر آن  بازي ندانيم.
در بازي با خيخون و بعد از  جنجال هاي پرسيادو اين كريم بود كه عامل اصلي باز شدن قفل دروازه حريف بود.ضربه هد بسيار زيباي مهاجم فرانسوي روي خط توسط دروازه بان مهار شد تا گونزالو دروازه خالي را از فاصله چند سانتيمتري بگشايد .
در سن سيرو و زمايي كه تيم عقب بود هنرنمايي كريم باعث شد تا لئون بتواند رئال رو از يه باخت نجات دهد  و ........
در حقيقت اگر به امار كلي بنزما در اين فصل نگاهي بيندازيم بي شك يكي از موثرترين بازيكنان رئال بوده......كريس در مصاحبه اي گفته بود اعلام نمي كند با كريم راحت تر است  يا گونزالو....اما از ديد من اون شخص كريمه.....اما چرا؟
بنزما اصلا خودخواه نيست....كاملا در خدمت تيم است و به فكر منافع تيمي...اگه در موقعيتي باشه كه شانس 50 درصدي گل داشته باشد و شانس 70 درصدي پاس گلپاس رو انتخاب مي كند...
دوندگي بالايش باعث مي شود تا دفاع حريف مشغول شود و ازادي حركت و عمل بيشتري به بال هاي كناريش مي دهد و از ديد من كريم مي تواند يكي از ستون هاي اصلي رئال در اينده باشد.... اين قضيه در دو بازي اخر مادريد بدون كريم كاملا مشهود بود اوزيل ديماريا و رونالدو نهايتا در سطحي متوسط بودن...در بازي با المريا در زمان حضورش در زمين عالي بود و تقريبا بهترين بازيكن زمين...يه پاس گل عالي داد و يه خطاي پنالتي مي توانست بگيرد كه با بي انصافي داور نديد...
درست است كه كم گل زده است اما انصافا ضربات اخر بدي نزده اما كمتر شانس با او يار بوده است .
بي شك بنزما يكي از اينده دار ترين فوروارد هاي فعلي اروپاست...جواني كه فعلا حال چندان خوشي در مادريد ندارد و حتي مادريديستا ها هم بر طبق عادت بعد از هر بازي به انتقاد از او ميپردازند...

هدف من از نوشتن اين چند سطر ياداوري به دوستان مادريديم بود....ياد اوري اينكه بازيكن خوب فقط نبايد گل بزند...حتي اگر مهاجم باشد......بايد براي تيمش مفيد باشد.......كه كريم تا اينجا اين گونه بوده است .

* درج مطلب در ستون "قلم سپيد" الزاما نشان دهنده موافقت وب کریستیانو رونالدو  با مضمون آنها نیست.

به پرس هم اعتماد کنیم

درمقدمه می خواهم از برخی بحثهای به وجود آمده در روزهای گذشته انتقاد کنم.نمی دانم چرا عده ای از طرفداران فهیم رئال خیلی سریع و با شنیدن چند بلوف به اصطلاح مطبوعاتی برعلیه فلورنتینو پرس موضع گیری کرده اند. همانطور که قبلا گفته ام کلید موفقیت هر باشگاه در دستان هواداران آن است همانطور که موفقیت اینتر در گرو حضور تیفوسی های حامی آنها بود و موفقیت چلسی در گرو حضور عوام لندنی در ورزشگاه آنها.پس بیایید باور کنیم عجله در تصمیم گیری مساوی با شکست است. شاید بگویید با دعواهای به وجود آمده و مصاحبه های مربی مبنی بر احتمال ترک باشگاه بازهم تصمیم ما عجولانه است؟ جواب من مثبت است. چرا نباید قبول کنیم تمام بحثهای تغییر مربی می تواند درادامه ی جنگ روانی و مطبوعاتی خود او و درمسیر پیشبرد اهداف باشگاه است؟چرا قبول نکنیم دعوای مربی و والدانو هم نقشه ای بیش نیست؟ آیا کسی مدرکی دال بر بی اساس بودن این ادعا دارد؟...

حال می خواهم با گذشتن از این مقدمه در 4بخش به بحث اصلی بپردازم:

اول-
به نظر من باید گفت که برخلاف اکثر مطالبی که حال گفته می شود دوره ی اول پرس در مادرید کاملا شکست خورده نبود;  زیرا بخش عظیمی از موفقیت رئال در برهه ی 10ساله ای که میانه ی آن آغاز قرن 21 بود در مدت حضور او بدست آمد. برای مثال آخرین قهرمانی رئال دراروپا را زیدان(بازیکنی که پرس عامل اصلی انتقالش به مادرید بود) پایه گذاری کرد.

البته قبول دارم که پرس با فروش ماکه له له عملا امپراطوری رئال در اروپا را تخریب کرد. اما باید توجه داشت که این امپراطوری درهرحال درمسیر فروپاشی قرار داشت چون سنبازیکنان کلیدی تیم درحال افزایش بود وعلاوه بر این حکومت هرتیمی بر فوتبال اروپا حداکثر تا 10سال طول می کشد(این مطلب مورد تایید مربیان بزرگی همچون فرگوسن است) و این مدت برای رئال درحال پایان یافتن بود. در واقع می توان گفت پرس در {قمار مرگ} شکست خورد. او سعی داشت با خرید بکهام شیوه ی فوتبال رئال را تغییر دهد و امپراطوری جدیدی را بنا کند که موفق نبود.

دوم-
هرچند که بالانس فعالیتهای ورزشی پرس چندان مطلوب نبوده است اما رئال توان عظیم اقتصادی خود را که با ارفاق می توان آن را جاودانه خواند تا حدود زیادی مرهون پرس است. اما خب کسی به این قضیه توجه نمی کند. کسی توجه نمی کند در این بحران اقتصادی که باشگاه های بزرگی همچون بارسلونا از دادن حقوق بازیکنانشان عاجز شده اند ما در رئال مادرید درمورد فرد مورد نظر در خرید زمستانی اختلاف نظر داریم! حیف...

سوم-
سوال دیگر این است که آیا رئال در دوره ی پس از پرس موفق بود؟ مسلما جواب این است که افت رئال فاحش تر شد. پس آیا بازهم به این برنمیگردیم که رئال خواه یا ناخواه درحال سقوط بود و پرس با نپوشاندن آن باعث کاهش عوارض افت باشگاه شد؟ آیا پرس کار بدی کرد که مانند برلوسکونی(که بر مشکلات باشگاه سرپوش می گذارد) عمل نکرد؟ آیا وضع فعلی میلان یا یوونتوس بهتر از ماست؟

چهارم-
مسلما برای کسانی که تاکنون فکر می کردند دوران اول حضور پرس در مادرید فقط ضعف بود باور این قضایا سخت است. اما شاید بهتر است دوباره ساختمان فکری خود را در مورد پرس بنا کنیم. بهتر نیست ساختمانی را که افرادی مثل دکتر حمیدرضا صدر (با افکار عاشقانه ای که نسبت به لیگ جزیره دارد و فکر میکند هر مربی حداقل باید 5سال در یک تیم بماند تا مربی نامیده شود!) برایمان ساخته اند ترک کنیم؟ بیایید باور کنیم حرف تحلیلگرانی که تمام دغدغه شان این است که حرفشان مثل هم باشد تا جلوی جمع ضایع نشوند  ,وحی منزل نیست;  حقیقت مطلق هم نیست. ما خودمان هم فکر داریم.

خودمان هم تحلیل می کنیم. اینطور نیست؟...

به وب ما خوش آمدی

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

خبر فوری

تا چند روز اینده یک ویدیو ۲۰۱۱ از کریس رونالدو میزارم حال شو ببرید تا حال کسی ندیده از ماهواره گرفتم مربوط به زندگی تو مادرید هستش

دستمال های سفید

7جولای 2010-"رئال را به خاطر تاریخچه ی غنی ناکامی در چند سال اخیر وانتظارات بالا در آن انتخاب کردم."
اینها جملات تاریخی مورینیو بعد از انتخاب شدن به عنوان سرمربی رئال بود. مدیران رئال آنقدر در حسرت کسب جام بودند (بخوانید ترس ازدست دادن مقام!) که دو ماه قبل از فینال در برنابئو به سراغ مرد جاه طلب پرتغالی رفتند که نامش با جام عجین شده.مردی که هیچ کس فصلی بدون جام از او به یاد ندارد.کسی که "پورتو" گمنام را به قله ی فوتبال اروپا رساند.کسی که با چلسی بر تخت پادشاهی انگلستان نشست و قهر 45ساله ی اینتر با لیگ قهرمانان به آشتی تبدیل کرد!
آقای خاص با این جمله وارد برنابئو شد:"با بازیکنان موجود و چند بازیکن بزرگ که خریداری شوند کمترین هدیه به هواداران رئال قهرمانی در لالیگا و لیگ قهرمانان است."
مدیران رئال مانند سال های گذشته با جیب پر پول وارد بازار شدند و نتیجه اش خرید 6 بازیکن بود(که فقط 3تایشان با نظر سرمربی بود!!!)و خبری از جرارد و هوگو آلميدا ...که مورینیو اصرار زیادی برای خرید آنها داشت نبود.مدیران رئال صرفه جويي (!) و مخالفت باشگاه ها را عامل ناکامی در خرید این بازیکنان بیان کردند ولی سوال اینجاست کا آیا خرید اینها سخت تر از خرید کاکا و رونالدو بود؟آیا هزینه ی خرید این بازیکنان بیشتر از خرید رونالدو بود؟
جواب را باید جایی جست که وقتی مورینیو در خواست 1 مهاجم میکند مدیران رئال همان رائول را هم(بعد از 16 سال!) میفروشند.ولی چطور رئال پیگرینی فصل را با 5مهاجم آغاز میکنند ولی رئال مورینیو با2 مهاجم؟(در حالی که مورینیو بر خرید مهاجم اصرار داشت ولی مربي شيليايي همان خرید بنزما را هم اضافه میدانست!)
همه ی اینها را گفتم تا در نهایت بگویم مشکل رئال نداشتن 1 مهاجم کمتر نیست!مشکل رئال نداشتن مکمل برای ژابی نیست!مشکل رئال نداشتن جانشینی برای کارلوس نیست! بلکه مشکل رئال داشتن مدیرانی است که ثابت کردند برایشان قهرمانی رئال در اولویت نیست!!
مشکل رئال(در حال حاضر) نداشتن سانتیاگو برنابئویی است که برای تبدیل تیم دوم مادرید به پرافتخارترین تیم اروپا هر کاری بکند!!
مشکل رئال نداشتن مدیری است که از تیمش در مقابل توهینهای روزانه به رئال(که به جایی رسیده که اگر روزی نشنویم تعجب میکنیم!)دفاع کند و مصالح کهکشانیها را بر مسائل اقتصادي و منافع شخصي ارجح بداند!
مشکل رئال نداشتن مدیران با روحیه ی دی استفانویی است که رئال را مقدم بر هر چیز بدانند!
مشکل رئال در این 10سال کلوییدی از سرمربیان و بازیکنان مختلف نبوده(که خوب یا بد بودن آنها جای بحثش اینجا نیست.) بلکه مشکل از مدیرانی است که سرمربی قهرمان را اخراج کرده ودلیلش را"دمده بودن"سرمربی تیم قهرمان جهان میدانند!
مشکل رئال را باید در حرفهای شوستر جست:"مشکلات رئال با آمدن مورینیو حل نمیشود."
پس باید بار دیگر دستمال های سفید را درآسمان مادرید بالا ببریم منتهی این بار نه برای سرمربی بلکه برای ساختار مدیریتی رئال محبوب.

4-3-2-1 ، روش نابودي بارسلونا ؟!

مورینیو در بازی پنجشنبه با اتلتیکو باز هم به همگان نشان داد که او خاص است و شیوه ی خاص خود را دارد. او برای اولین بار در رئال مادرید از ۱-۲-۳-۴ استفاده کرد که اتفاقا همین تاکتیک او اندیشه های کیکه سانچز فلورس را نقش بر آب کرد.

وی از خدیرا، ژابی و مارسلو در خط هافبک دفاعی استفده کرد که اتفاقا خوب هم جواب داد. در بازي با اتلتيكو خدیرا نسبت به چند بازی اخیرش خیلی بهتر بازی کرد و در توپگیری از بازيکنان خط میانی هم شهری خوب بود و بهتر هم در حملات اضافه می شد. ژابی هم پاس های بلند خوبی داد و رهبر میانه زمین بود و از نظر دفاعی هم به خط دفاع کمک شایانی کرد .
مارسلو نيز که تغییر پستش کاملا درست و به جا بود او دیگر مجبور نبود به خط دفاع بازگردد و در برگشت هایش از حمله مسافتهای کوتاهتری را طی می کرد و کمتر خسته می شد و همین عامل بود که او بیشتر و موثرتر در حملات شرکت می کرد و البته به خط هافبک هم در تخریب بازی حریف خوب کمک کرد و در واقع بهترین بازیکن زمین بود.
البته شاید تا بازی با بارسلونا گاگو، گرانرو یا لاس هم جای یکی از این ۳ نفر فیکس شوند. باید دید کدام بازیکنان خود را به خوزه نشان خواهند داد.
این که تیم با ۳ هافبک دفاعی بازی می کرد هم چنین خیلی کار مدافعان را برای مهار حریف آسان تر کرده بود. البته هر خطری هم که بوجود می آمد به خوبی توسط مدافعان دفع می شد. در ضمن هر موقع آربلوا و یا راموس از چپ و راست به حمله اضافه می شدند مارسلو و خدیرا به خوبی جای آنها را پر می کردند تا در صورت خوردن ضدحمله از اتلتیکو جایگزین آنها شوند.
می رسیم به ۲ نفری که جلوی هافبک های دفاعی بازی می کردند . البته این ۲ نفر یعنی اوزیل و دی ماریا دیشب زیاد خوب نبودند و نتوانستند وظایفشان را خوب انجام دهند شاید آنها به این سیستم عادت نداشتند. ولی مهم این است که هر دویشان بازيکنان تاکتیک پذیری اند و اگر كه فعلا نتوانستند خوب خود را با این روش تطبیق دهند شاید کاکا را بتوان زوج ايده آلي برای اوزیل در صورت ادامه روند نا اميد كننده دي ماريا دانست.
می رسیم به مهم ترین قطعه این پازل، کریستیانو که این فصل عملکرد خیره کننده ای داشته و پنجشنبه هم همانطور که دیدیم مهاجم نوک نبود و به نظر می رسید یک بازیکن آزاد است که در مواقع لزوم بال چپ می شود، مهاجم نوک می شود ، سمت راست می رود و یا به عنوان مهاجم سایه به هافبک ها برای بازیسازی کمک می کند. به نظر می رسد کریستیانو در این روش هم بهترین در تیم هست و بازی خوبش در هر روشی پایدار خواهد ماند البته اگر فرم خود را بتواند حفظ کند. به نظر می رسد فضای جلوی رونالدو یک فضای خالی وجود داشت که البته به علت عدم وجود مهاجم نوک در بازی دیشب بود و هشداری دوباره از سوی مورینیو به فلورنتینو و والدانو که بیش از این برای آوردن "فن گل" دست دست نکنند.
البته در این سیستم هم که مهاجم نوکی وجود نداشت گاهی رونالدو گاهی اوزیل و گاهی هم دی ماریا و در اواخر نیمه دوم هم گاهی کاکا مهاجم نوک می شد که البته به نظر من سیستم باری حمله هم سیستم خوب و شناوری است که باعث ناتوانی و سردرگمی حریفان در مهار مهاجمان تیم شود.

اما سوال اصلی اینجاست که آیا این روش در الکلاسیکو نیز جواب می دهد یا نه؟
اگر سه نفر هافبک دفاعی خوب عمل کنند می توانند ژاوی و اینیستا را از کار بیندازند و اجازه بازیسازی به آنها را ندهند هم چنین در این روش مدافعان نیز می توانند کار راحت تری برای مهار مهاجمانی هم چون پدرو و ویا و مخصوصا مسی داشته باشند.
فقط می ماند هماهنگی بیشتر سه نفر جلویی رئال که کریستیانو قطعا در آن خواهد بود ولی دو نفر دیگر معلوم نیست . از بین دی ماریا، کاکا، اوزیل ،بنزما و مهاجم دیگری که شاید خریده شود یعنی نیستلروی دو نفر در این سیستم فیکس خواهند شد تا بتوانند پایه های دفاع نسبتا قدرتمند بارسلونا را سست کنند . دفاعی که رئال سه بازی است موفق به شکافتن آن و گشودن دروازه والدس نشده و این باری مادرید یک فاجعه است. شاید این سیستم شناور بتواند در گمراه کردن مدافعان بارسا نقش کلیدی داشته باشد و قفل دروازه آنان را بشکند.

شاید این ترکیب از بازیکنان در ۱-۲-۳-۴ خوزه بتوانند برای شکست طلسم ۲-۳ ساله مقابل بارسلونا کافی باشند:

کاسیاس
آربلوا--------په په----کاروالیو--------راموس
مارسلو---------ژابی--------خدیرا
اوزیل------------کاکا (دی ماریا)
کریستیانو

ساحرکده ای به نام کاتالان

"این سیاهه صرفا یادداشتی از تحلیل شرایط حاکم بر دو قطب لالیگا در داخل و خارج اسپانیا به خصوص در ایران است و فاقد اعتبار برای استناد به آن می باشد "
وقتی در جوامع امروزی کشورها خود را به عنوان یک هوادار رئال معرفی می کنید، با چند دیدگاه به مواجهه با شما می پردازند:
1- برخی بر این باورند که این طرفداری مربوط به دوران کهکشانی اول و قهرمانی های قدیم رئال است و هم اکنون بر پایه همان قهرمانی ها ، ناچارا به آن افتخار می کنید و طوری هوادار فوتبال قدیم به شمار می آیید.
2- برخی دیگر شما را هوادار بازیکنانی و مربیانی چون : رائول ، کریستیانو ، کاکا ، مورینیو و... می دانند که با آمدن آنها به رئال شما نیز طرفدار رئال شده اید و در اصل هوادار بازیکن هستید تا تیم رئال .
3- آخرین دیدگاه مربوط به کسانی است شما را در ماهیت طرفدار تیم های غیر اسپانیایی همچون آرسنال ، چلسی ، منچستر و ... می دانند که از قهرمانی های پیاپی بارسا خسته شده اید و در لالیگا از روی انتقام ، هوادار طرف مقابل یعنی رئال شده اید.
کمترکسی شما را به عنوان هواداری که شعار "viva real madrid 2011 " را نه به خاطر بازیکنان و مربی آن و نه به خاطر دشمنی با بارسا ، بلکه برای اصالت رئال سر می دهند می شناسد . اما چرا ؟ چرا هیچکس شعار " love real – love football " که بعد ها آن را به چیز دیگری تغییر دادند باور نمی کند؟
برای پاسخ آن سوالی از شما داشتم . آیا شما معتقدید که جریان های مخملی فقط در سیاست و در سطح حاکمیت کشور ها اتفاق می افتد ؟
با اندکی تامل در شیوه عملکرد و مدریت بارسا از سال 1970 تا کنون متوجه انقلاب مخملی ای که این باشگاه نه تنها در داخل اسپانیا ، بلکه در تمام جهان به را انداخته می شویم و در می یابیم که چگونه این باشگاه توانسته با سیاست نرم خود و با نسبت دادن "شیوه های غیر اخلاقی رسیدن به موفقیت " به تیم رئال مادرید ، خود آن شیوه ها را پی گرفته و به عملکرد دلخواه خود دست یافته است .

از این حیث می توان بارسلونا و رئال را به کشور های غربی و ایران در بحث انرژی هسته ای تشبیه کرد که چگونه امریکا و دیگر کشور ها ی غربی خود سیاستشان را بر پایه شیوه های ضد بشریت تنظیم نموده اند اما انگشت اتهام در این شیوه ها را به سمت ایران نشانه می روند.
در این جا به ذکر برخی از نتایج این جریان مخملی در عرصه ورزش می پردازیم :
- در پی همین جریانات ، وقتی اسم رئال شنیده می شود ، همه یاد یک تیم سلطنتی می افتند که از تحمیل خواسته های خود بر فدراسیون فوتبال اسپانیا و داوران ابایی ندارد و مسبب اصلی آن را ژنرال فرانکو می دانند اما با اندکی زیرکی در می یابیم که اصولا تیم سلطنتی پادشاه اسپانیا ، اتلتیکو مادرید بوده و ژنرال فرانکو صرفا طرفداری مانند سایر هوادران می بوده است. اگر صرف اعلام طرفداری یک شخصیت برجسته در عرصه بین الملل از یک تیم موجبات سلطنتی بودن آن را فراهم می آورد ، پس تیم هایی مانند زنیت که هواداری چون پوتین و تیمی مانند بارسلونا که هواداری مانند زاپاترو (نخست وزير اسپانيا) ، دارد را بايد تیم فراسلطنتی نامید .
- در چند سال گذشته آنقدر از رئال بد یاد کرده اند و بسیاری از قهرمانی هایش را سیاه و سفید خوانده اند که هواداران جدید و نوجوان فوتبال به سادگی از 31 قهرمانی در لالیگا و 9 قهرمانی رئال در چمپیونز لیگ گذشته و تصور می کنند فضا و شرایط لالیگا و چمپیونز لیگ در سال های گذشته بسیار بسیار ساده تر بوده و رئال تنها با غلبه بر تیم هایی همچون بتیس و ... قهرمان می شد. این ساده گذشتن ها به موفقیت های مقطعی رئال در سال های گذشته هم سرایت کرده و به عکس در معدود قهرمانی های بارسا غلو شده و حتی موفقیت های مقطعی آنها بسیار بزرگ جلوه می دهد . در همین صدا و سیمای خودمان وقتی اسم بارسلونا می آید ، آنقدر تعریف و تمجید به دنبال آن می آید که آدمی به یاد ارزش های مقدس می افتد ولی وقتی از رئال نام می برند طوری بحث می شود که انسان یاد تیمی صرفا متول و وابسته به پول می افتد . وقتی بارسلونا گل میزند ، گزارشگر آن را نتیجه تاکتیک تیمی می داند که می تواند الگویی برای بسیاری ازتیم
ها باشد ولی وقتی رئال گل می زند ، تنها آن را به تاکتیک فردی نسبت داده و گاهی آن را باد آورده تلقی می کنند . برای مثال حرف گزارشگران برای یک گل که در نیم فصل دوم 2009-2010 در بازیهای برگشت از پشت محوطه توسط کریستیانو و ژاوی به یک تیم یعنی ویارئال زده شد دقت کنید : * وقتی رونالدو از فاصله ای بیش از 50 متری و با زاویه ای نه چندان مناسب به ویارئال گل زد گزارشگر گفت : " رونالدو به سبک همیشگی خود با بیرون پا ضربه ای را روانه دروازه کرد" * اما وقتی ژاوی به همین تیم از فاصله کمتر از 40 متری و با زاویه ای بسیار مناسب گل زد ، شبکه سه که در حال پخش بازی های لیگ کالچیو بود ، بین آن بازی گل ژاوی را نشان داد و گزارشگر گفت : "ژاوی با تکنیک خاص خود و استادانه به توپ ضربه زد – این نشان از هماهنگی تیم بارساست که مسی خطا می گیرد و ژاوی گل می زد " این ها به ظاهر چیز کوچکی است اما در ذهن هواداران جوان باقی می ماند که انگار هر پیروزی بارسا 6 امتیاز دارد و پیروزی های رئال 2 امتیاز .
همین پخش نکردن بازی های رئال با توجه به اعلام رسمی از طریق سایت شبکه سه هم بحث کوچکی نیست . این اتفاق نه تنها هیچ وقت برای تیم دیگری چون بارسا اتفاق نمی افتد بلکه گاهی اوقات بدون اطلاع قبلی هم بازی های بسار بی اهمیت بارسا (نظیر بازی بارسا و تیم دسته دومی بتیس ) و یا وقتی بازیشان با 30 دقیقه تاخیر شروع می شود پخش می شود . در حالی که برای پخش نکردن بازی رئال یک عذر خواهی و حتی یک تغییر در برنامه ها هم اعلام نمی شود و در طرف مقابل مانند چند شب پیش بینندگان را به تماشای بازی بارسا دعوت می کنند . این نحوه عملکرد یک توهین واضح به هواداران رئال است .
- در سالهای گذشته بسیاری از افراد ، بد دهنی و توهین به سران ، مربیان و بازیکنان رئال را ابزاری برای کسب احترام خود قرار داده اند اینطور که هرکس بیشتر به انتقاد و توهین بپردازد ارجمند تر است . برای مثال در سیمای ما ، بارها و بارها سران ، مربیان و بازیکنان رئال را جاه طلب ، مغرور ، خودخواه ، دارای مشکل اخلاقی و... توصیف می کنند . این مسئله تا جایی ادامه دارد که بازیکنی مانند بالوتلی که خود اسطوره فساد و غرور و مسائل اخلاقی است ، زبان به انتقاد ازمورینیو گشوده است .
این مسئله در بین بازیکنان بارسا نیز رایج است چرا که هر از چند گاهی بازیکنان تازه به دوران رسیده ای چون دنیل آلوز ، والدس ، پدرو ، پیکه ، کیتا ، بوسکتس و ... به توهین عوامل رئال می پردازند و این قضیه اصلا در جهت معکوس جریان ندارد و سابقه ندارد که یکی از عوامل رئال به عوامل بارسا اهانت کند.
ظلمی که در این جریان مخملی به رئال روا داشته شد بیشتر از آن است که در 3500 کاراکتر بگنجد . اما از نظر من دلیل پیشرفت این جریانات کمکاری رسانه های حامی رئال است که پس از کسب حتی یک تساوی به انتقاد از تیم می پردازند که در راس آنها روزنامه " MARCA " قرار دارد.

شبکه ای برای پخش بازی های رئال مادرید


http://www.magedtv.net/ch1.html

فقط تک تک کانال هارا چک کنید  تا رئال مادرید را پیداکنید

اگه نظرم بدید بد نیست

نامه بچه های ایرانی به باشگاه رئال مادرید

با سلام به همه دوستان.

کسی دوست ندارد  دوباره به روزهای بی ثبات تعویض مربیان در رئال بازگردیم.شاید همه مربیان رئال خوب بودند و ثابت نبودنشان کاری کرد که امروز هنوز هم حسرت روزهای خوب گذشته را بخوریم.این را هر مادریدی حس میکند.حتی برادر کوچکم سینا.او کلاس دوم میرود و فوتبال را از جواد خیابانی هم بهتر میفهمد! مسائل میان سران و مربیان مادرید را در این چند روزه پیگیری کرده بود.روزی پرسید :"اگه مورینیو بره چی؟" گفتم:"رفته دیگه!".گفت:"خب یه کاری کنیم نره." گفتم :"چیکار؟" گفت:" به اونایی که میخوان ورش دارن نامه بنویسیم بگیم این کارو نکنن." .سینا نامه ای نوشت.من هم سعی کردم به کمک نهمه او ار زبان تمام "بچه های" طرفدار رئال نامه ای بنویسم البته به انگلیسی و برای سایت رسمی باشگاه ارسال کنم.کار دیگه ای نمیتونستم بکنم تا سینا رو راضی کنم.این نامه و ترجمه فارسیشه.دوس داشتید شما هم برای سایت باشگاه بفرستیدش.البته این مطلب تنها 3 دقیقه در صفحه اصلی دوام آورد و به این ستون تبعید شد!دنیا کوچیک شده.مادرید شهر منم هست!

 

نامه بچه های ایرانی  به رئال مادرید

رئال مادرد عزیز

سلام.

تو شاید مارو نشناسی ولی ما خوب تورو میشناسم.خیلیهامون از وقتی خیلی بچه بودیم و تورو تو تلوزیونای سیاه سفید نگاه میکردیم،بعدِ جنگ ایران و عراق حدودای سال 63 تو رو میشناسیم.تو اون بالابالاها بودی.اون روزا کلی کیف میکردیم می دیدیمت.حتی وقتی سال 1376 تلویزیون رنگی گرفتیم هم فهمیدیم رنگ پیرهنت همون سفیده عین همون رنگی که تو تلویزیون سیاه سفید سال 63 بود.برعکس رنگ بعضی تیما که دیگه عوض شد مال تو سفیدِ،مثِ رنگ برفِ رو کوهامون،مثِ رنگ ابرای روزای بارونیمون،مثِ رنگ صفحه های دفتر نقاشیمون و مثِ رنگ یه امید به آینده.راضی نبودیم از روزگارمون.هنوزم نیستیم.تو واسِ خیلیهامون خوشحالی آوردی.خدا میدونه چن بار خوابِ دیدنِ بازیتو تو برنابئو دیدیم. ولی نگاه کردن تکرار بازیاتم برامون کلّی بود.خیلی شبا بوده به خاطر تو از خوشحالی گریه کردیم.خیلی شبام بوده به خاطر تو از ناراحتی گریه کردیم. هرچند سر جمع،بزرگی میکردی. وخیلیامون پیرهنتو خریدیم هرچند اصل نبود.ولی سفید بود مثِ رنگ برفِ رو کوهامون،مثِ رنگ ابرای روزای بارونیمون.سالهایی اومد که دیگه مثل سابق خوشحالمون نکردی.اما  این فصل ما تفاوت احساس کردیم.بازیکنایی اومدن که با قلباشون بازی میکنن.اونارو ما میشناسیم.حس میکنیم.این مربی هم ادم خوبیه.آخه وقتی ما خوشحالیم خوشحاله و وقتی ناراحتیم ناراحت میشه. وقتی ما داریم دادمیزنیم دادمیزنه و همون چیزاییو میگه که ما میخواهیم بگیم.میدونیم شما بودید که کاری کردید بیاد.ازتون ممنونیم.پس میخواید برگردید به روزای خوب،با یه آدم خوب.حالا که بیشتر کار رو کردید و اونو آوردید،صبور باشید و به حرفاش گوش کنید.به نظرمون احساسات بچه های هزار مایل اونورتر براتون مهمه.تورو خدا با همه بچه ها و مورینیو یه تیم باشید.ثبات میخوایم،مغرور نباشید.صبر میخوایم سبکسر نباشید.ما داریم روزای سفید روئیاهای کودکی مون رو میبینیم.مثل ما ببینید.

ممنون.

عاشقاتون تو ایران

هزاران بچه از سن 5 تا 85 سال.

فرستاده شد به:. legal@corp.realmadrid.com

 

Iranian Kids’ letter to Realmadrid

Dear Realmadrid

Hi,

You may not know us, but we know you well. Some of us since we were kids, and when we were watching you on a black-and-white television after the end of Iraq Iran war around 1980’s. You were on top. We were happy to see you those days. Even when we bought a color T.V. in 1998 we found out that the color of your shirt, contrary to other clubs, is still the same as 1984 in black and white T.Vs, “White”;Like the snow of our mountains, clouds of our rainy days, pages of our painting notebooks and a hope for future. We were not happy of the days. We are not still. You bring happiness to many of us. God knows how many times we imagined watching your game in Bernabeo. But even watching your recorded matches was enough for us. There were lots of nights we cry of happiness because of you. There were also lots of nights we cried in sadness because of you. You were great by the way and lots of us bought you shirt although it was not original. But it was white like the snow of our mountains and clouds of our rainy days. There were some years that you make us less happy. We were sad. But this season we fill the change. Players come to play with their heart. We know who. We fill it. And the manager is a good guy. Because he is happy when we are happy and he is sad when we are sad. He cries when we cry and he says what we want to say. We know that you make him come. Thank you. So you are coming to the good days with a good guy. Let’s be patient and listen to him as you have done the most important par, to bring him. We think the filling of the kids thousands miles away is important for you. Please be a team with all of your guys and Mourinho. We want stability. Don’t be arrogant. We want patience. Don’t be simpleminded. We are seeing the good white days of our childhood dreams. Try to see like us.

Thank you

Your lovers in Iran

Thousands of kids aged 5 to 85

 

روزي براي آمدن و روزي براي رفتن

هر آنچه اين سالها را بر كام طرفداران رئال مادريد در سراسر جهان تلخ نموده تعويض پياپي مربيان،عدم ثبات در تركيب اصلي و در پي آن عدم كسب جام از سوي اين باشگاه محبوب و بزرگ اسپانيايي است.گاهي به آن مي انديشم كه چرا و چگونه بايد اين اتفاقات پي در پي و فقط براي تيم ما بيفتد اما با كمي دقت مي توان دلايل چندي را براي اثبات اين معضل عنوان نمود.در تيم رئال از تقريبا سال 2002 كه قهرمان اروپا شديم ديگر اين ثبات كه درتيم وجود داشت و ما را تبديل به بزرگترين باشگاه قرن اخير نموده بود ديگر به چشم نخورد زيرا در اين باشگاه اهداف ديگري بجز استواري،قدرت،ثبات كادر مديريتي و فني و ثبات در تركيب اصلي جايگزين گرديد از جمله اين اهداف مي توان به مديريت صرفا مالي و مادي فلورنتينو و عدم اختيار كافي مربيان در تيم دانست از همان سالي كه پروژه كهكشاني هاي 1 در تيم رئال كليد خورد اين پروژه شكست خورده بود زيرا در اين پروژه هدف خريد بازيكن هاي پر سر وصدا و دهن پركن،عدم توجه به آكادمي عدم و ايجاد امنيت شغلي براي مربيان بود.در حالي كه تيم حريف يعني بارسلونا در همان سالها پروژه اي كه فان خال آن را كليد زده بوده يعني استفاده از بازيكن هاي اكادمي،ايجاد ثبات در تركيب تيمي و بازي بر اساس همكاري هاي گروهي را ادامه داد و با ثبات در كادر فني به تيم اجازه تقويت و استحكام كاري را داد تا اينكه با كمك رايكارد و سپس گوارديولا كه تقريبا از اسطوره هاي تيم بارسا بودند تيمشان به نقطه اي از اتحاد رسيد كه امروز مي بينيم در متن حاضر مقصود تعريف از تيم حريف نيست بلكه مقصود و هدف بيان گوشه اي از مشكلات هست كه تحت عنوان روزي براي آمدن و روزي براي رفتن ناميده شده است.

اما پس از شكست پروژه كهكشاني هاي 1 اكنون و بعد از چند سال فاجعه باري كه كالدرون براي باشگاه رئال به همراه آورد از سال 10-2009 طي يك حركت جديد پروژه جديد ديگري به نام كهكشاني هاي 2 با ورود دوباره فلورنتينو پرز شروع به كار كرد. در اين برنامه جديد بار ديگر اشتباهات قديم از سوي پرز تكرار شد و آن هم خريدن بازيكن هاي بزرگ بود كه صرفا جهت تقويت صندلي مديريتي پرز صورت مي پذيرفت و نتيجه آن شكست پروژه در سال اول بود اما با حضور مربي بزرگي مثل مورينيو اين دوره جديد مسير درستي را شروع نمود و آن هم خريد بازيكن هاي جوان كم نام و نشان و اما آينده دار و در كنار آن استفاده هر چه بيشتر از تيم آكادمي.اين شروع دوباره اميد را در دل طرفداران زنده نمود زيرا تيم هم هجومي كار مي كرد و هم در خطوط دفاعي و مياني حرفي براي گفتن داشت و اين روند تا بازي رفت الكلاسيكو ادامه داشت تا در اين بازي طي يك بازي كاملا ضعيف و غير قابل قبول با شكست مفتضحانه اي پايان يافت البته مسلما نمي توان از كنار اين باخت به سادگي گذشت.در خصوص اين شكست فرضيه هاي متعددي بيان گرديد از جمله مسائل سياسي،عدم توجه به گفته هاي مورينيو در آغاز فصل در خصوص خريد مهاجم(همانطور كه مي دانيم قبل از بازي با بارسلونا مهاجم اصلي تيم يعني گونزالو هيگواين دچار مصدوميت از ناحيه كمر شدو نتوانست تيم را در اين بازي همراهي كندو مربي مجبور به استفاده از مهاجمي بي انگيزه مانند بنزما شد)و مشكلات داوري كه البته اين مسئله مشكلات داوري چيز تازه اي نبود كه در مورد آن صحبت شود.اما در نهايت نمي توان از بازي هماهنگ و سراسر تاكتيك بارسلونا نيز چشم پوشيد.

در پي اين شكست انتقادات از تيم مورينيو كه تا آن لحظه،هر چند تيم جديدي بود،بسيار عالي كار كرده بود شروع شد اما مورينيو به خوبي پس از اين شكست تيم را جمع كرد و چند پيروزي مهم و روحيه ساز بدست آورد و تا حدودي به اين انتقادات پاسخ گفت.

در اين فصل نامي كه چندان براي طرفداران غريبه نبود چون فصل قبل سخنگوي باشگاه بود و او كسي نبود جز خورخه والدانو،والدانوچند فصل پيش زماني كه مورينيو در تيم چلسي بود با او دچار اختلاف نظر هايي شديدي شده بود،اين اختلاف نظر ها هر چند در لحظه ورود خوزه به تيم به ظاهر رفع شده بود اما در طول نيم فصل اول چندين بار بروز نمود كه اين مشكلات موجبات دخالت هاي بي جاي اين مدير ورزشي در كار كادر فني و عدم حمايت كافي از اين كادر را به همراه داشت و اين دخالت هاي بي دليل و عدم حمايت هاي كافي چندين بار موجب اعتراض مورينيو از كادر مديريتي تيم شد كه براي مثال خوزه گفته بود كه باشگاه نبايد پشت مربي پنهان شود و بايد مربي را مورد حمايت قرار دهد يا در خصوص خريد مهاجم هر چند كه مشخص بود هيگواين بعد از مصدوميت و جراحي تا آخر فصل به بازي هاي نخواهد رسيد اما مديران از جمله فلورنتينو پرز و والدانو زمان زيادي را از دست دادند و اين وقت كشي موجب شد تا مهاجمي هوگو آلميدا،كه مورد نظر مربي تيم بود به تيم ديگري منتقل شود و يا بر سر قضيه خريد يورنته مصالح سياسي مد نظر پرز مانع از خريد اين بازيكن در ژانويه شود و حال و پس از مساوي فاجعه بار كه به نوعي اعلام نارضايتي مورينيو از مديران به علت عدم خريد مهاجم بود،ايرادات والدانو در خصوص تركيب تيم(كه از ابتدا بدون مهاجم تعيين شده بود) را بهمراه داشت و اين موجب اعتراض مورينيو در خصوص دخالت مدير ورزشي تيم در تركيب تيم شد و البته اين مساوي تا حدودي مديران را به خود آورد كه به دنبال تسريع در پروژه خريد مهاجم باشند و اين روزها نام مهاجمان زيادي در اطراف تيم رئال وجود دارد كه از جمله آنها مي توان به نيستلروي،آدبايور،فن پرسي وچند گزينه ديگر اشاره نمود.البته اين تنها دليل اعتراض مورينيو به باشگاه و مديران نبود از جمله ديگر دلايل او داوري هاي يك طرفه و ناعادلانه اي بود كه براي تيم خوزه در طول فصل موجب از دست رفتن امتيازاتي از جمله در بازي آلمريا شد و در مقابل اين داوري هاي ناعادلانه به نوعي موجبات امتيازاتي براي تيم حريف شد و از بابت اين داوري هاي ناعادلانه چندان شكايتي از سوي سخنگو و مديران باشگاه به فدراسيون اسپانيا نشد و اين عدم توجه و حمايت موجب اعتراضات بيش از پيش مربي را فراهم نمود.

اين اعتراضات و نارضايتي ها در روزنامه هايي مانند ASبازتاب شديدي داشت و البته طبق روال در روزنامه ها با آب و تاب بسيار بازتاب داده شد.

اميدوارم تا پروژه آغاز شده در دوره مربيگري مورينيو با همكاري هر چه بيشتر مديران و كادر فني مسير درست خود را طي نمايد و امسال را ديگر بدون جام سپري ننمائيم وبا دست پر سال را به پايان رسانيم.