اطلاعیه
cr7cronaldo77@gmail.com
cr7cronaldo77@gmail.com
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.
اگه نظر ندین دیگه چیزی آپ نمیکنم.....![]()
تشکر یادت نره
http://www.mediafire.com/?yrt7wmuh8ql6r2z
دانلود فیلم دعوای کریس و پاندیانی در بازی با اوساسونا![]()
دانلود گل رونالدو به هرکولس که هواداران هرکولس رو به سکوت دعوت میکنه![]()
http://www.mediafire.com/file/61wo1jymxkbk8ps/HER_v.s_RMA___1_-_2__.wmv
دانلود گل سوم به هرکولس که گل بسیار زیبایی است![]()
http://www.mediafire.com/file/35wan95f1rk0tw6/HER_v.s_RMA___1_-_3__.wmv
حجم:۱۸مگابایت غیر مستقیم
****دانلود در ادامه مطلب****
****برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه
کنید****
دانلود در ادامه مطلب(از دستشون نده)
عزیزان یکشنبه ی این هفته رئال ساعت ۲۳:۳۰ با اسپانیول بازی داره.
دوستان و عزیزان لطفا بدون نظر نرین.
به ادامه مطلب مراجعه کنید
کريستيانو رونالدو اين روزها تحت فشار افکار عمومي به خاطر رقابت يارانش با آبي و آناري پوشان بارسلونا قرار دارد.
وي
در مصاحبهاي با يک شبکه تلويزيوني کشورش، به خاطر پيشي گرفتن بارسا مقابل
رئال در عرصههاي مختلف باشگاهي، کنترل اعصابش را از دست داد و اظهار
داشت: اگر امسال در پايان فصل به مقام قهرماني نرسم، ميميرم. هرچند با
وجود فشار روحي زيادي که تحمل ميکنم، سعي کردهام همچنان نسبت به آينده
اميدوار باقي بمانم. با اين حال شرايط رقابتي با بارسلوناييها، بسيار
دشوار است.
کريس ادامه داد: من برنده زاده شدهام و هميشه در ميدان ورزش و خارج از آن، موفق بودهام. واقعا تحمل چنين شرايطي دشوار است.
در شرايط حاضر در رقابتهاي لاليگا
اسپانيا،پس از گذشت 22 هفته بارسلونا با کسب 61 امتياز از بخت زيادي براي
کسب مقام قهرماني لاليگا برخوردار است. در حالي که ياران رونالدو با 54
امتياز صاحب رده دوم هستند.
از طرفي کهکشانيها مادريدي اکنون خود را
به بازي نهايي جام حذفي کشور (کوپا دلري) رساندهاند. اما نگران هستند
رقيب آنان در اين مرحله يعني بارسلونا مقام نخست را از آن خود کند.
در ليگ قهرمانان اروپا نيز با توجه به حضور رقباي قدرتمند قارهاي ستاره پرتغالي شانس زيادي براي موفقيت تيمش نميبيند.
بارسلونا
، با ارائه يك بازي متوسط رو به ضعيف ، در مولينون به تساوي رسيد .
پرسيادو كه بعد از انتقاداتي كه خوزه مورينيو در بازي رفت برابر بارسلونا
از تركيبش كرده در اين بازي انگيزه اي مضاعف پيدا كرده بود ، توانست كه تا
دقيقه 80 ، بارسلوناي صدرنشين را شكست دهد كه پس از آن ، با اشتباهات فردي
ويا بازي را به تساوي كشاند .
برای دیدن به ادامه مطلب مراجعه کنید.
از دست ندینش
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
پیشنهاد میکنم از دست ندید
××دانلود در ادامه مطلب××
روي كايخون ، مهاجم اسپانيول بيش از كريستيانو خطا شده است .
خوزه
كايخون ، بازيكن اسپانيول بازيكني است كه با 74 خطا ، در اين فصل لاليگا
بيشترين خطا بر رويش انجام شده است . در كنار او ژابي پرايتو ، بازيكن
سوسيه داد نيز همين آمار را دارد . روي كايخون ، بازيكن سابق آكادمي رئال
هر 25 دقيقه يك خطا شده و روي پرايتو هر 27 دقيقه يك خطا .
روي
كريستيانو ، 16 خطا كمتر از كايخون انجام شده است و از نظر تعداد خطايي كه
بر رويش انجام شده با 58 خطا ، در لاليگا هفتم است . تقاوت تعداد خطاهايي
كه بر روي مسي و بازيكن پرتغالي انجام مي شود ، 26 تاست . بازيكن بارسلونا
با 32 خطايي كه بر رويش انجام شده ، در جايگاه 36 قرار دارد .
همه این را میدانند که رئال مادرید + خوزه مورینیو + کریس رونالدو در حال حاضر حساسیت زیادی در میان تیمهای حاضر در لالیگا برانگیخته است بطوریکه اکثر تیم ها؛ داوران؛ مطبوعات ؛ و طرفداران فوتبال در اسپانیا و چه بسا در سراسر دنیا از دیدن تحقیر شدن این سه لذت میبرند و برای شکست آنها لحظه شماری می کنند . اما چرا واقعا؟؟ شاید جواب این سوال به این زودی مشخص نشود . اما نتیجه این پروژه چه خواهد شد؟)
هنوز فراموش نکرده ایم که رئالی را داشتیم که تمام تیمهای اروپایی از آن واهمه داشتند . رئالی که فانتزی بازی می کرد رئالی که به اصطلاح امروزی ها بی پیشن توپ می زد . تیمی که ما هواداران ایرانی به عنوان یک غیر اسپانیایی آن را دوست داشتیم تمام بازیکنان مطرح اروپا با اشاره ای به رئال می آمدند و می درخشیدند .
تیم ما از بازیکنان آکادمی و بازیکنان خریداری شده از سایر تیمها چنان خوب و با ظرافت بازی می کرد که هر بیننده ای را شگفت زده می کرد . تیمی که از بارسلونای به اصطلاح رویایی امروز 15 لالیگا و 8 لیگ قهرمانان بیشتر داشت . هواداران بارسلونا قبل از بازی با رئال 3 امتیاز را از دست رفته می دانستند . چنان هیبتی را در لالیگا داشت که قهرمانی مثل آب خوردن ازان ما می شد .
اما اکنون چه شده است . چه بر سر رئال مادرید 9 ستاره آمد. بیایید جواب این سوال را از منظر دیگر جستو جو کنیم . پیروزی ها اغلب با ما بود بارسا به فکر راه چاره ای افتاد و جان مایه بیرون رفتن از زیر سلطه رئال در آنها جان گرفت . از بازیکنان آکادمی خود استفاده کردند . خریدهایی را داشتند که درست است که نامی بودند اما آنچنان هم در صدر بازیکنان شاغل در دوران خود نبودند .
خریدهایی همچون رونالدینیهو ، لودویک ژولی ، ساموئل اتوئو و ... تعارف را درون باشگاه از میان بردند هرکس در تمرین بهتر کار می کرد به بازی گرفته می شد. در کنار خریدها بازیکنان آکادمی هم مانند ژاوی و اینیستا و مسی به بازی گرفته می شدند سبک خود را که همان 4-3-3 و بر گرفته از فوتبال شناور هلندی ها بود را ادامه دادند و حتی در صورت تغییر مربی هم سبک تغییری نمی کرد بهتر بگویم فلسفه فوتبالیشان را حفظ کردند و عزم راسخ به ادامه آن داشتند . بارسلونا مانند یک ماشین روغن کاری شده روز به روز روان و روان و روانتر می شد . مدت آنچنان زیادی هم نگذشت اما آنها صبر کردند و منتظر ماندند . ستاره ای کهکشانی ما روز به روز بیشتر می شد هواداران فقط بازیکن فانتری می خواستند خریدهای ما روز به روز بزرگتر و هواداران روز به روز برای رسیدن به قهرمانی ها بی صبر تر می شدند . چنان بار روانی به ستاره های وارد شده با تیم گذاشته می شد که بعد از یک یا دو بازی آنها فوتبال را فراموش می کردند . بله کلید ضعف ما در کم طاقتی هوادارنمان بود و البته مدیران . همگی چنان توقعی از تیم داشتند که می خواستند تمام فصول قهرمان اسپانیا و اروپا شویم و البته بردن جام حذفی را نیز کسر شان می دانستیم .تنها جامی که بارسلونا بیشتر از ما (رئالیها) دارد و به آن می نازد .
بله بارسلون تیمش را تمام کرد و شروع به بردن جامها کرد لالیگا را از ما بردند و همچنین لیگ قهرمانان را از آرسنال دو سال در لالیگا آخرین نفسهای تیم به جا مانده از سال 2001 را خرج آخرین قهرمانیهایمان کردیم آن هم به دلیل وارد شدن حاشیه به بارسلونا بود اما یک امای مهم مجدد بارسا را قوی کرد آنقدر قوی که در سانتیاگو مارا با 6 گل تحقیر کردند و آن هم اعتماد به یک مربی جوان ، یک اسطوره باشگاهشان و البته یک محصول آکادمیشان کردند .
پپ گواردیولا بارسای بحران زده را از رایکارد گرفت حاشیه ها را با اخراج دکو و رونالدینیهو نابود کرد و بارسا شروع به کار کرد . بارسا در اولین بازی خود بازی را به تیم باخت که صدها برابر کمتر از بارسا بود آن هم در خانه شاید طنز باشد اما اگر این نتیجه را مربی رئال می گرفت بعد از بازی یک راست اخراج می شد طوری که دیگر هوای مربیگری و فوتبال به سرش نزند اما باز هم صبر کردند و در پایان فصل 6 جام را به کلکسیون جامهایشان افزودند و تا به حال نیز از همین عملکرد سنجیده خودشان نهایت لذت را می برند و هواداران بسیاری را جذب کرده اند طوری که پیراهن های نه چندان جذابشان رکورد فروش خوبی را زده است . اما ما در مقابل چه کاری می کنیم . هر سال یک مربی را تعویض می کنیم هرسال تعدادی بازیکن به خورد تیم می دهیم هر مربی به تیم می آید یک سیستم را می پسندد و پیاده می کند غافل از این که آیا فصل بعد مربی تیم هست یا نه و مربی که بعد او می آید بازیکنانی که اکنون خریده را می خواهد یا نه . آکادمی که بازیکنانی همچون رائول ، کاسیاس ، گوتی و خیلی های دیگر را به فوتبال جهان معرفی کرده این روزها هیچ ارزشی را ندارد .
کار اکادمی ما شده بازیکن برای ختافه و چند تیم دیگر ساختن . با وجود این که چندین بازیکن آکادمی رئال در تیم های پایه ملی اسپانیا بازی می کنند بازهم به تیم اصلی را نمی یابند و متاسفانه چیزی که افسوس هوادارانمان را بیشتر از همه چیز در آورده از دست دادن توعم با ناملایمت بسیار اسطوره هاست اسطوره هایی که به عشق آنها رئال را دوست داریم و خواهیم داشت .اما سوال اینجاست آیا دیگر ما نمی توانیم به روزهای اوجمان در داخل و خارج اسپانیا بر گردیم ؟ آیا ما توان کافی برای انجام چنین کاری را نداریم ؟ آیا اکادمی ما ضعیف است ؟ آیا ما مانند گواردیولا در باشگاه نداریم ؟ خیر . ما همه چیز را داریم الا مهمترین چیز که همان صبر است .
سونی اریکسون
×دانلود در ادامه مطلب××
هر گاه دیدید كسی به موفقیتی دست یافته كه شما به آن دست نیافته اید، بدانید او كارهایی كرده است كه شما نكرده اید. "مالكولم ایكس*”
بی شک این گفته درباره رئال مادرید و بارسلونا بسیار زیاد حکم می کند. رئال مادرید روزگاری به هر آنچه که می خواست دست پیدا کرد و برای طرفدارانش جام گرفتن جزء لاینفک باشگاه مورد علاقه شان بود.
اما اینکه چرا به یکباره تیمی با آن همه اقتدار و شکوه گذشته این چنین در حسرت یک جام معتبر، ولو جام حذفی، می سوزد؟
سوال این جواب زیاد سخت نیست، کافیست که مقایسه ای اجمالی به دو باشگاه رقیب در اسپانیا، یعنی رئال مادرید و بارسلونا،بیاندازیم.
بارسلونا در مقایسه با رئال در آکادمی بسیار فعال عمل کرده است و حاصل آن همه صبر و حوصله و سرمایه گذاری را اکنون با ظهور ستارگان خودساخته ای همچون ژاوی، اینیستا، پدرو، بوسکتس و ... می بیند.
آنها به ستارگان گذشته خود نیز ارج نهادند و روی آن ها سرمایه گذاری کردند، به طوری که پپ گواردیولا را در تیم های پایه خود پرورش دادند تا اکنون وی تیم بارسلونا را 6 جامه کند و خود نیز یکی از بهترین مربیان جهان شود.
آنها(مسئولین و هواداران بارسلونا) خواستند و توانستند، آنها به یک همبستگی رسیدند، آنها نیاز قهرمانی و قهرمان شدن را حس کردند و تمام انرژی خود را صرف این خواسته کردند.
آنها آنچه را که خود خواهان آن بودند را خواسته بسیاری از طرفداران فوتبال در سراسر جهان کردند. آیا کسی جز برای ارضای حس پیروزی طلبی خود به تماشای فوتبال می نشیند؟ آری بارسلونا همه را با همان حس جادو کرده است تا با تاریخ نه چندان درخشان خود دل خیلی ها را به دست بیاورد و رئال مادرید را با همه شکوهش زیر سایه قرار دهد.
در مقابل اما رئال مادرید چه کرده است؟ در این سال ها کدامیک از ستارگان رئال مادرید از بین بازیکنان آکادمی بوده است؟ رئال مادرید به جای آنکه به بزرگان خود احترام بگذارد و روی آنها سرمایه گذاری کند، آنها را از خود رنجاند و از باشگاه مورد علاقه شان دور کرده است.
آیا فرناندو هیرو چیزی کم از گواردیولا داشت؟ چرا نباید یکی از آن ستارگان ارزشمند سالهای گذشته باشگاه زمام تیم آکادمی را در دست بگیرد؟ مگر رائول بهتر از آدبایور نبود؟ مگر نه اینکه وی تعصب و تجربه و عشق داشت و در این برهه حساس به کار رئال می آمد؟
آری بارسلونا می تازد و رئال حتی با بهترین مربی جهان نیز غیر مطمئن گام برمی دارد و 4 امتیاز در جدول عقب تر است و در ال کلاسیکو 5 گل دریافت می کند.
آری مهم خواستن است و اینکه باید بدانیم، طرفدارانی که امروز در تلویزیون ایران و هرجای دیگر سنگ بارسلونا را به سینه می زنند و بی پروا به حمایت آن تیم می پردازند، یک دهه قبل مقهور رئال بودند و تیم کهکشانی را می پرستیدند. باد اکنون به سوی بارسلونا می وزد؛ وای به حال روزی که جهت باد به سوی رئال عوض شود و اشخاص حزب باد به سوی رئال مادرید روانه شوند، آن گاه باید شاهد خشم هواداران بارسلونا از گزارشگران و ... باشیم.
زندگی بالا و پایین دارد، نوبت به همه می رسد، یک روز به کام بارسلوناست، حتماً یک روز هم دوباره به کام رئال می شود.
* مالکولم ایکس (Malcolm X) ، مبارز و رهبر مسلمان آمریکا. او قبل از اینكه مسلمان و بعدها رهبر سیاهپوستان آمریكا شود یك قاچاقچی هرزه بوده است!
۱-۰
رئال دیشب با گل مارسلو به پیروزی ۱ بر صفر رسیدند.به گزارش سایت گل رونالدو بهترین بازیکن میدون بوده.البته کاسیاس تو دقایق اول از بازی اخراج شد.
بحث روز باشگاه این مسئله شده است . زمانی این مسئله بیشتر اشکار شد که بحث خرید مهاجم جدید مطرح شد
بالدانو با خرید مخالف بود ، اگر بیاد داشته باشد با خرید اوزیل وخدیرا هم مخالف بود وکلا خرید بازیکن جدید مخالف است او دوست دارد از تیم پایه بازیکن به تیم اصلی بیاد واز بازیکنان کم اسم رسم استفاده شود برای همین با خرید هر بازیکن شروع به فروش بازیکن می کند
با امدن بازیکانانی مثل: رونالدو- کاکا- بنزما-ژاوی-اوزیل –دماریا- خدیرا شروع به فروش متسلدر-درنته –گوتی –رائول –نیستروی-روبن- اشنایدر-فن دروات – چند بازیکن دیگر کرد
وباعث اخراج دل بوسکه از رئال شد تا رئال دچار ناكامي هاي متمادي شود تا زمانی که کاپلو امد .
مورینیودر اینتر در سال اول به نتیجه نرسید و در سال دوم ،تغيیرات زیادی در اینتر داد رفتن زالاتان وچندین بازیگن دیگر تا امدن اتوو ،اشنایدر، میلیتو،لوسیوباز هم اینتر در اروپا حرفی برای گفتن نداشت تا در تعطیلات زمستانی پاندف را خرید واینتر تمام جام ها را درو کرد اختلاف فاحش ان زمانی بود که در دور مقدماتی با بارسلونا حرفی براي گفتن نداشت ولی در یک چهارم قضیه برعکس بود
تیم رئال بر عکس بارسلونا بد بسته شده بود با امدم کاروالیو دفاع تیم بهتر شد ولی زوج مناسبی براش در رئال وجود ندارد ونداشتن یه دفاع چپ خوب بیشتر گلهای تیم های حریف از این نقطه وارد دروازه رئال مي شود . نداشتن زوج مناسبی برای ژابي الونسو(جرارد-فابرگاس) هم مسئله ديگري است . خدیرا ولاس فقط تخریبی هستند وقدرت بازی سازی وانتقال توپ به حمله شان تفریبا صفر هست وبدتر از اول قدرت شوت زنی وگلزنی آنهاست ، چیزی که نقطه قوت بارسلوناست یعنی زوج ژاوی واینیستا نقطه عطف بارسا هستند .
با خرید اوزیل ودی ماریا عملا نشان داد تصمیم والدانو برای فروش روبن اشنايدر اشتباه محض بود سبک بازی اشنایدر و وپست بازی با اوزیل یکی هست همین طور روبن ودی ماریا برای همین شدیدا مخالف این خریدها بود والدانو، تازه به مراتبط بازی اشنایدر وروبن بالاتر بود که با ضرر زیاد به تیم های دیگر واگذار شد
تيم پر از هافبك دفاعي است ، لاس، گاگو،خدیرا،گرانروکه فقط یکی از آنها بايد بازی کنند ولی مهاجم فقط یکی در تيم داشتيم ، بنزمايي كه بيشتر خصوصيات هافبك دفاعي را دارد تا مهاجم .
والدانو با خرید بنزماي گران قیمت (با این پول می شد یه فوروارد درجه یک خرید) وفروختن رایگان رود و رائول باعث ضعف در خط حمله رئال شد .
مورینیو ضعف های مدیریت والدانو را نشان داد دخالت بی جا در تیم فشار روی تیم برای قرار گرفتن بازیکن دلخواه در ترکیب تیم ونظر در مورد چگونه بازی .....
براي همین با او صحبتي ندارد و حق ورود سر تمرین تیم ورختکن از او سلب کرده است
حتی بعضی وقت ها فکر میکنم او طرفدار بارساست وچشم دیدن موفقیت رئال را ندارد ، مگ می شود بازیکنانی که با هزار مشکل خریده شده اند زیر قیمت وحتی رایگان به فروش برسند در صورتی که خود رئال نیاز مبرمی به انها دارد حتما می دانید که رئال تا دست روی بازیکنی می گذارد قیمت ان چند برابر می شود وچقدر خریدن بازیکن برای رئال سخت است


شايد كمتر كسي باشد كه براي يك بار هم كه شده اسمي از بزرگترين رسوايي تاريخ فوتبال باشگاهي ايتاليا يعني كالچوپولي نشنيده باشد...اتفاقي كه در سال 2006 لرزه بر اندام بزرگان ايتاليا انداخت...
براي چندين سال تيم هاي لاتزيو يوونتوس فيورنتينا و ميلان از حمايت هاي بي دريغ داوران ايتاليايي سود مي بردند ولي پليس ايتاليا سر انجام و بعد از 2 سال تحقيق مخفيانه از پشت پرده هاي اين بازي كثيف باخبر شد....
زلزله اي كه در فوتبال ايتاليا رخ داد به قدري قدرت تخريب داشت كه تا سال ها خبري از تيم هاي ايتاليايي در اروپا نبود و حتي تيم ملي اين كشور هم بعد ا قهرماني در جام جهاني تقريبا در هر تورنمنتي كه شركت كرد بسيار ضعيف و دور از انتظار بود و در افريقاي جنوبي هم خيلي خيلي پايين تر از استاندارد يك تيم سطح اول اروپايي خودش رو نشان داد.
اما اسپانيا
حتما شما مادريديستا ها هم مثل من از دست داوري هاي كاملا يك طرفه خسته شديد.داوري هايي كه هر روز و هر روز ضعيف تر ميشه و هيچ كسي هم پاسخگو نيست....هيچ كس
از نگرفتن سه پنالتي كاملا مشخص در بازي اي كه براي رئال به نوعي حكم مرگ و زندگي داشته گرفته تا الكلاسيكويي كه كاملا يه طرفه سوت زده شد...بله شما رئالي ها فقط و فقط شايد بازي هاي تيم محبوبتان رو تماشا مي كنيد يعني رئال...و يا در نهايت پاي تلوزيون بازي بارسا رو هم ميبينيد مثل من و با كمال نا باوري مشاهده ميكنيد كه سر حريفان رودر روي بارسا به راحتي بريده مي شود.....براي نمونه در دقيقه دوم بازي بارسا و سانتاندر افسايد كاملا مشخص پدرو گرفته نمي شود تا كمر سانتاندر كاملا شكسته شه و بردي بي دردسر براي بارسا رقم بخورد....
اما ايا فقط قضيه به همين دو تيم ختم مي شود؟
شايد كساني كه مثل من اكثر بازي هاي اسپانيا را دنبال مي كنند خيلي خوب بتوانند جواب اين سوال رو بدهند...... بازي والنسيا و مالاگا با نتيجه 4 بر سه به پايان رسيد.....و شايد فقط مالاگايي ها چوب گمنام بودن خود ر خوردند...شايد اگر به جاي نام مالاگا اسم رئال در مقابل والنسيا بود يكي از بزرگترين جنجال هاي چند ماه اخير اسپانيا رقم مي خورد...
تيم مالاگا با 9 نفر بازي را تموم كرد و در اخرين ثانيه ها هم گل چهارم را دريافت كرد.ولي در چه شرايطي؟گل سوم والنسيا در شرايطي كاملا عجيب رقم خورد...داور خطاي كاملا اشكار روي دروازه بان مالاگا را نديد تا دروازه بان نقش زمين شود و اور بانگا به راحتي دروازه را باز كند....پنالتي اي كاملا مشكوك هديه داده مي شود به والنسيا و اخراجي كاملا مضحك براي مالاگا...اينها فقط بخشي از اتفاقات آن شب بود ....
والنسيا در اين فصل بارها از حمايت هاي ان چناني داوران سود برده است ، دقيقا مثل سويا و قضاوت هاي بسيار جنجالي اي در بازي هاي آنها رخ داده است.....در واقع اگر دوستان وقت و حوصله داشته باشند و بتوانند 4 يا 5 بازي را در يك هفته از فوتبال اسپانيا دنبال كنند متوجه خواهند شد كه داوران در اين كشور بزرگترين عامل تعيين كننده برد و باخت ها در بازي ها هستند....
پنالتي هاي مشكوك افسايد هاي كاملا مضحك و يا برعكس اعلام نكردن افسايد هاي ان چناني تنها بخشي از شاهكار هاي هر هفته داوران در اسپانياست....ما رئالي ها خوب اين قضيه را درك ميكنيم كه چطور داوري مي تواند يار دوازدهم برخي تيم ها باشد ولي تيم هاي كوچك در اسپانيا بزرگترن قربانيان همين داوري ها هستند.....تيم هايي كه نه هواداراني ان چناني دارند و نه صدايي از آنها به كسي مي رسد....
كساني كه فوتبال ايتاليا رو در آن سال هاي قبل از كالچوپولي دنبال ميكردن شايد بتونن به شباهت هاي بسيار زياد اون سبك داوري ها و داوري هاي فعلي اسپانيا پي ببرد......و شايد هم روزي زمين لرزه بزرگ در اسپانيا رخ دهد..
واژه آفریکانس آپارتاید یکی از اشکال وحشیانه تبعیض نژادی را بیان میکند و از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است.
سالها از پیروزی نلسون ماندلای بزرگ و برچیده شدن بساط تبعیض می گذرد اما هنوزدر گوشه هایی از این کره خاکی می توان نشانه های واضح و آشکار تبعیض را دید
موردی که شاید در دنیا منحصر به فرد باشد نمونه ای است که در کشور ما ایران مشاهده می شود که می توان نام آن را تبعیض رسانه ای یا آپارتاید رسانه ای نامید.
من در اینجا نمی خواهم به عنوان یک طرفدار رئال مادرید سخن بگویم بلکه میخواهم از حرف دل طرفداران ایرانی تمامی تیم های بزرگ اروپا را نقل کنم.
تا بحال چندین بار شده که در انتظار تماشای بازی تیم محبوب خود بوده اید و ناگهان در کمال تعجب و شگفتی مشاهده کرده اید که مسابقه ای پخش شده است که میان بارسلونا و یک تیم بسیار سطح پائین برگذار شده است .
آری این تلویزیون ملی ایران است که تبدیل شده است به بارسا تی وی ( نام شبکه اختصاصی اف .سی بارسلونا )
مطمئنم طرفداران آرسنال و آ.اس رُم هرگز روزی را از یاد نخواهند برد که بازی تیم های محبوبشان در دقایق انتهایی نیمه کاره رها شد تا بازی بارسلونا روی آنتن برود.
من تا کنون بیاد نمی آورم که تا بحال دیده باشم در شبی که رئال مادرید و بارسلونا در یک ساعت همزمان بازی داشته اند ، بازی رئال مادرید پخش شده باشد ، حتی اگر دربی مادرید باشد و در طرف دیگر بازی بارسا با خیخون باشد ، بازهم بازی بارسا ارجحیت خواهد یافت.
نکته دیگر که به شخصه بارها دیده ام و به هیچ وجه نمی توانم توضیح منتقی بر آن بیایم این است که در لیگ اسپانیا بعضی هفته ها بازی ها ساعت 21:30 به وقت تهران آغاز می شود که پخش این بازیها مصادف می شود با پخش اخبار شبانگاهی ساعت 22:00 از شبکه سوم . تا بحال بیشتر از 10 بار بازی پخش مستقیم رئال مادرید به دلیل اخبار قطع شده است ، البته مشکلی نیست چون اخبار در حالت عادی می بایست در سر ساعت پخش شود امّا وقتی مشاهده می شود در زمان پخش بازیهای بارسلونا به جای قطع بازی و پخش اخبار ، این اخبار است که با 20 دقیقه تأخیر پخش می شود می بایست انگشت حیرت به دهان گرفت و به طرفداری مسئولان این شبکه از بارسلونا ایمان آورد.
واقعا اگر حمایتی که شبکه 3 و رسانه ملی از بارسلونا بعمل می آورد اگر از تیم ملی کشور هم بعمل می آمد نتایج بهتری در جامهای اسیایی و جهانی می گرفتیم .
نکته دیگر در مورد شبکه 3 انتخاب کاملا حساب شده گزارشگران مسابقات فوتبال است. در این شبکه از پدیده ای چون عادل فردوسی پور ( با اینکه طرفدار بارساست ولی همواره سعی داشته انصاف را رعایت کند ) که بگذریم با کمی چشم پوشی می توان مزدک میرزایی را هم گزارشگری با انصاف معرفی کرد . اما این 2 نفر هر 10 بازی یکبار ممکن است بعنوان گزارشگر بازی رئال مادرید یا تیم های بزرگ دیگری مثل میلان ، یوونتوس ، چلسی ، منچستر و ... انتخاب شوند . این 2 گزارشگر بنا به انتخاب شبکه مذکور همواره بازیهای بارسلونا را گزارش می کنند تا خدای نکرده مسئولین طرفدار این تیم در شبکه 3 از گزارش سایر گزارشگر نماها ناراحت نشوند.
نوبت به بازیهای رئال مادرید که می رسد گزارشگران همواره نوابغی مثل جوادخیابانی ، پیمان یوسفی و تازگی ها علیرضا سیانکی هستند که ذوب در مکتب بارسلونا و گوآردیولا هستند و از هیچ تلاشی برای نیش و کنایه زدن به رئال مادرید و طرفداران بیشمارش کوتاهی نمیکنند.
خداوند بزرگ را شکر که مدتی است از دشمن شماره یک هر تیم اروپایی غیر از بارسلونا یعنی رضا جاودانی خبری نیست . در بازی الکلاسیکو 2 سال پیش به کارشناس برنامه که فقط کم بود لباس بارسا رو بپوشه گفت شما درباره الکلاسیکو توضیح بدین بعد هم درباره بارسا صحبت میکنیم انگار نه انگار حریف این تیم هم رئال مادریده و چه زیبا بود دیدن قیافه این آدم بعد از پیروزی 1-0 رئال انگار غم عالم روی دوشش قرار گرفته بود. یا زمانی که رئال با 18 امتیاز اختلاف قهرمان شد با وقاحت از کارشناس نمای برنامه میپرسید به نظر شما حق رئال مادرید بود که قهرمان بشه؟!؟!
شخن زیاد است تعداد کاراکتر های مجاز برای نوشتن محدود!
پس بر عهده همه ماست که با همیاری طرفداران سایر تیم های بزرگ اروپا دست به دست هم بدهیم و در مقابل این آپارتاید رسانه ای بایستیم .

| اسم | CRISTIANO RONALDO DOS SANTOS AVEIRO |
| محل تولد | Madeira ، پرتغال |
| تاریخ تولد | 05/02/1985 |
| پست | مهاجم |
| وزن | 84.5 کیلوگرم |
| قد | 186.5 سانتی متر |
| ملیت | پرتغالی |
| شماره | 7 |
| سن | 25 |
تا زمانی که نظر داده نشود این وب آپ نمیشود.اگه این وب را دوست دارید نظر دهید غیر از این برخی از دوستانمان در وبلاگشان مطالب ما را کپی میکنند در صورت مشاهده وب شخص فیلتر و حذف خواهد شد.
با تشکر
نظر یادتون نره
مدتیه یک پدیده نامشخصی بنام فوتبال زیبا و اینکه چه تیمی این فوتبال را ارائه میکند مطرح شده. حال سوال اینجاست که آیا این پدیده بهترین تیم را مشخص میکند و یا اصلا تعیین کننده این نوع فوتبال چه چیزی و چه کسی است؟
باید بدانیم که فوتبال مجموعه ای از فرهنگ و تاریخ و سابقه یک کشور ، یک شهر و درنهایت یک تیم است. پس براحتی نمیتوان یک تیم و یا یک سبک فوتبال را بواسطه مدت کوتاهی موفقیت در تاریخ فوتبال بهترین بنامیم!!!!!!!
پس بهترین کیست؟ جواب این است که بهترین، با ثبات ترین است و در تاریخ فوتبال هیچ تیمی یافت نمیشود که از رئال مادرید با ثبات تر باشد چرا که از بدو شروع فوتبال تا به امروز قدرت برتر فوتبال جهان است و در هر مسابقاتی از مدعیان اصلی بشمار می آید. افرادی که تیم فوتبال بارسلونا(که البته تیم سیاسی بارسلونا بهتر است) را بخاطر قهرمانی های اخیربهترین میدانند باید بدانند که در دهه اول قرن بیست ویکم که انصافا بهترین دهه تاریخ بارسلون است ، تیم بزرگ رئال مادرید بازهم از آنها بیشتر جام برده و در مجموع امتیازات لالیگا از آنها جلوتر میباشد و اگر افتخارشان فوتبال شناور است پس بهتر میباشد که نیم نگاهی به رئال در زمان دلبوسکه داشته باشند تا بفهمند فوتبالی که آنها زیبا مینامند یعنی چه! هنوز سه سال نگذشته که با اختلاف بیست امتیاز قهرمان شدیم!!!!!!!
تائید این صحبتها هم تیم منتخب لالیگا در دهه اول قرن بیست و یکم میباشد که اکثر آن را تیم سپید پوش محبوبمان پر کرده است!
اگر آنها بهترین بودن را بخاطر ژاوی،مسی و اینیستا میدانند پس ما با دی استفانوها و پوشکاش ها و زیدان ها و خنتو ها و هیرو ها و سانچز ها و کارلوس ها و رائول ها (ببخشید اگه بخوام همه رو بگم بیشتر از 3500 کراکتر میشه) و حتی کاسیاس بیست و نه ساله که یک تنه اسپانیا را برای اولین بار بر بام جهان نشاند(کل تاریخ فوتبال رو گفتم)چه بگوییم!!!!!!!
پس بهترین تیم، تیمی است که در طول تاریخ وتا به امروز با ثبات و سلامت کامل باشد و نه اینکه قهرمان شدنشان در اروپا و انتخاب بهترین بازیکن دنیا پر از حرف و حدیث باشد و مشکوک به .......!!!
بهتر است همه جهان به افتخار رئال مادرید بزرگ از جای بلند شوند و یکصدا بگویند درود بر رئال مادرید کبیر بهترین تیم تاریخ فوتبال جهان.
با درود خدمت دوستان و اهالی رئال.....
من سال هاست به این تیم روی آوردم نه فقط با خاطر افتخاراتش بلکه به خاطر اینکه بلند پروازی در ریشه ی این تیمه و فلز این تیم در اوج بودن است ،به قول گوآردیولا رئال زنده ترین تیم جهان است چون سال هاست به قهرمانی نرسیده اما هنوز که هنوزه پر افتخارترین تیم دنیاست و زمان زیادی مي برد تا رئال دست یافتنی شود. این مهم هم نیاز به اثبات نداره:9 جام در اروپا،31 جام دراسپانیا و بیش از 30 جام در جام حذفی و سوپر جام.
اگر بخواهیم به عقب برگردیم فصل گذشته رئال با 96 امتیاز فصل را تموم کرد،این خیلی خوب است اما برای قهرمانی ما باید رقیبی و پشت سر می گذاشتيم که 99 امتیاز گرفت و این یعنی که ما عالی نبودیم اما از بهترین ها بودیم. پرونده ی پلگرینی در حالی بسته شد که می شد بهش امید داشت اما روح بلند نظرانه رئال کسی مثل خوزه را می خواست تا با نبوغ به هنگامش در عرصه فوتبال بتواند رئال را به سمت تعالي سوق دهد.روح بلند نظرانه ای که خریدهای گرانی مثل کریس رونالدو، کاکا،زیدان،فیگو،کریم بنزماو... به رئال كشاند.بازيکنانی که شاید هیچ وقت به باشگاه هایی مثل بارسا،منچستر،میلان یا حتی من سیتی نروند .نه فقط به خاطر مسائل مالی بلکه به خاطر پرستیژ باشگاهی.
منم با دوستان هم عقیده ام که پس از حضوره مورینیو این اتفاقات فقط و فقط یه جنگ سیاسی تا آب را گل آلود کنند و از آن حداکثر بهره را ببرنئ.اما ما به عنوان یه هوادار در یک نقطه ای که کیلومترها با باشگاه فاصله داره تنها با صبر و بردباری میتوانیم به تیم کمک کنیم،هر چند پیش آمده بازی های رئال پخش نشده وپخش شده اما اخبار نه چندان مهم در بین آن پخش شده یا گزارشگرها با رئال کم لطف و نا مهربان بودند و.....! به هرحال با تمام این اوصاف ما پای تیم ایستادیم و با تمام کم و کاستی ها،برد و باخت ها و نا داوری ها ساختیم.پس حالا که وقت به ثمر نشستن تمرین های سخت،بازیهای فشرده،فشارهای روحی و روانی برای بازیکنان و کادر تیم و شب بیداری و اعصاب خوردی برای ماست دست از انتقاد برداریم.این همان تیمی هست که ما می خواهیم.ما همه ی بهترین هارو داریم:از مربی و مدیرو بازیکن گرفته تا ما هوادارای کوچیک در سراسر دنیا.ما یه خانواده ایم.
حرف آخر!
1. صبر کنید چراکه خداوند با صابرین است.
2. رئال مادرید با هیچ تیمی مقایسه نکنید.قبول که بارسا خوب بازی میکند و برد حقش است اما سبک فوتبالش ماله رئالی است که سالها پیش دست دل بوسکه بود.بارسا تیمی است که چند سالی اوج گرفته و من مطمئنم به زودی لالیگا مثل قبل تک قطبی میشود وبه رئال میرسد.بارسایی ها پا به سن گذاشته اند و رئال تيمي جوان است با چندین ستاره مطرح.
3. مدیریت رئال اشتباهاتی داشته همه ما هم به آن واقفیم اما میدانیم که آن ها
هم برای کارشان دلیل داشتند و هدفشان ارتقاء باشگاه بوده ولا غیر.پس از حاشیه و حاشیه سازان دوری کنید.میبینید که دشمن میخواهد از هر وسیله ای استفاده کنئ و ضربه اش را بزند.این همان کادری هست که با پروژه موفق کهکشانی های 1 رئال را بهترین تیم دنیا کرد.پس الان هم مي تواند.
4. ما بهترینینم،به این ایمان دارم و امید وارم شما هم مثل من باشید چراکه اساس کار تیم ماست، بهترین بودن.
و 5. برای تمام بازیکنان و کادر تیم از ته دل آرزوی موفقیت دارم چون موفقیت اونا،موفقیت ماست و برای ایگواین و په په که مصدوم هستند هم آرزوی بهبودی هر چه زود تر دارم تا شیرازه ی تیم مستحکم تر از قبل شود.

حجم : ۴ مگابایت
* درج مطلب در ستون "قلم سپيد" الزاما نشان دهنده موافقت وب کریستیانو رونالدو با مضمون آنها نیست.
فقط تک تک کانال هارا چک کنید تا رئال مادرید را پیداکنید
اگه نظرم بدید بد نیست![]()
با سلام به همه دوستان.
کسی دوست ندارد دوباره به روزهای بی ثبات تعویض مربیان در رئال بازگردیم.شاید همه مربیان رئال خوب بودند و ثابت نبودنشان کاری کرد که امروز هنوز هم حسرت روزهای خوب گذشته را بخوریم.این را هر مادریدی حس میکند.حتی برادر کوچکم سینا.او کلاس دوم میرود و فوتبال را از جواد خیابانی هم بهتر میفهمد! مسائل میان سران و مربیان مادرید را در این چند روزه پیگیری کرده بود.روزی پرسید :"اگه مورینیو بره چی؟" گفتم:"رفته دیگه!".گفت:"خب یه کاری کنیم نره." گفتم :"چیکار؟" گفت:" به اونایی که میخوان ورش دارن نامه بنویسیم بگیم این کارو نکنن." .سینا نامه ای نوشت.من هم سعی کردم به کمک نهمه او ار زبان تمام "بچه های" طرفدار رئال نامه ای بنویسم البته به انگلیسی و برای سایت رسمی باشگاه ارسال کنم.کار دیگه ای نمیتونستم بکنم تا سینا رو راضی کنم.این نامه و ترجمه فارسیشه.دوس داشتید شما هم برای سایت باشگاه بفرستیدش.البته این مطلب تنها 3 دقیقه در صفحه اصلی دوام آورد و به این ستون تبعید شد!دنیا کوچیک شده.مادرید شهر منم هست!
نامه بچه های ایرانی به رئال مادرید
رئال مادرد عزیز
سلام.
تو شاید مارو نشناسی ولی ما خوب تورو میشناسم.خیلیهامون از وقتی خیلی بچه بودیم و تورو تو تلوزیونای سیاه سفید نگاه میکردیم،بعدِ جنگ ایران و عراق حدودای سال 63 تو رو میشناسیم.تو اون بالابالاها بودی.اون روزا کلی کیف میکردیم می دیدیمت.حتی وقتی سال 1376 تلویزیون رنگی گرفتیم هم فهمیدیم رنگ پیرهنت همون سفیده عین همون رنگی که تو تلویزیون سیاه سفید سال 63 بود.برعکس رنگ بعضی تیما که دیگه عوض شد مال تو سفیدِ،مثِ رنگ برفِ رو کوهامون،مثِ رنگ ابرای روزای بارونیمون،مثِ رنگ صفحه های دفتر نقاشیمون و مثِ رنگ یه امید به آینده.راضی نبودیم از روزگارمون.هنوزم نیستیم.تو واسِ خیلیهامون خوشحالی آوردی.خدا میدونه چن بار خوابِ دیدنِ بازیتو تو برنابئو دیدیم. ولی نگاه کردن تکرار بازیاتم برامون کلّی بود.خیلی شبا بوده به خاطر تو از خوشحالی گریه کردیم.خیلی شبام بوده به خاطر تو از ناراحتی گریه کردیم. هرچند سر جمع،بزرگی میکردی. وخیلیامون پیرهنتو خریدیم هرچند اصل نبود.ولی سفید بود مثِ رنگ برفِ رو کوهامون،مثِ رنگ ابرای روزای بارونیمون.سالهایی اومد که دیگه مثل سابق خوشحالمون نکردی.اما این فصل ما تفاوت احساس کردیم.بازیکنایی اومدن که با قلباشون بازی میکنن.اونارو ما میشناسیم.حس میکنیم.این مربی هم ادم خوبیه.آخه وقتی ما خوشحالیم خوشحاله و وقتی ناراحتیم ناراحت میشه. وقتی ما داریم دادمیزنیم دادمیزنه و همون چیزاییو میگه که ما میخواهیم بگیم.میدونیم شما بودید که کاری کردید بیاد.ازتون ممنونیم.پس میخواید برگردید به روزای خوب،با یه آدم خوب.حالا که بیشتر کار رو کردید و اونو آوردید،صبور باشید و به حرفاش گوش کنید.به نظرمون احساسات بچه های هزار مایل اونورتر براتون مهمه.تورو خدا با همه بچه ها و مورینیو یه تیم باشید.ثبات میخوایم،مغرور نباشید.صبر میخوایم سبکسر نباشید.ما داریم روزای سفید روئیاهای کودکی مون رو میبینیم.مثل ما ببینید.
ممنون.
عاشقاتون تو ایران
هزاران بچه از سن 5 تا 85 سال.
فرستاده شد به:. legal@corp.realmadrid.com
Iranian Kids’ letter to Realmadrid
Dear Realmadrid
Hi,
You may not know us, but we know you well. Some of us since we were kids, and when we were watching you on a black-and-white television after the end of Iraq Iran war around 1980’s. You were on top. We were happy to see you those days. Even when we bought a color T.V. in 1998 we found out that the color of your shirt, contrary to other clubs, is still the same as 1984 in black and white T.Vs, “White”;Like the snow of our mountains, clouds of our rainy days, pages of our painting notebooks and a hope for future. We were not happy of the days. We are not still. You bring happiness to many of us. God knows how many times we imagined watching your game in Bernabeo. But even watching your recorded matches was enough for us. There were lots of nights we cry of happiness because of you. There were also lots of nights we cried in sadness because of you. You were great by the way and lots of us bought you shirt although it was not original. But it was white like the snow of our mountains and clouds of our rainy days. There were some years that you make us less happy. We were sad. But this season we fill the change. Players come to play with their heart. We know who. We fill it. And the manager is a good guy. Because he is happy when we are happy and he is sad when we are sad. He cries when we cry and he says what we want to say. We know that you make him come. Thank you. So you are coming to the good days with a good guy. Let’s be patient and listen to him as you have done the most important par, to bring him. We think the filling of the kids thousands miles away is important for you. Please be a team with all of your guys and Mourinho. We want stability. Don’t be arrogant. We want patience. Don’t be simpleminded. We are seeing the good white days of our childhood dreams. Try to see like us.
Thank you
Your lovers in Iran
Thousands of kids aged 5 to 85
هر آنچه اين سالها را بر كام طرفداران رئال مادريد در سراسر جهان تلخ نموده تعويض پياپي مربيان،عدم ثبات در تركيب اصلي و در پي آن عدم كسب جام از سوي اين باشگاه محبوب و بزرگ اسپانيايي است.گاهي به آن مي انديشم كه چرا و چگونه بايد اين اتفاقات پي در پي و فقط براي تيم ما بيفتد اما با كمي دقت مي توان دلايل چندي را براي اثبات اين معضل عنوان نمود.در تيم رئال از تقريبا سال 2002 كه قهرمان اروپا شديم ديگر اين ثبات كه درتيم وجود داشت و ما را تبديل به بزرگترين باشگاه قرن اخير نموده بود ديگر به چشم نخورد زيرا در اين باشگاه اهداف ديگري بجز استواري،قدرت،ثبات كادر مديريتي و فني و ثبات در تركيب اصلي جايگزين گرديد از جمله اين اهداف مي توان به مديريت صرفا مالي و مادي فلورنتينو و عدم اختيار كافي مربيان در تيم دانست از همان سالي كه پروژه كهكشاني هاي 1 در تيم رئال كليد خورد اين پروژه شكست خورده بود زيرا در اين پروژه هدف خريد بازيكن هاي پر سر وصدا و دهن پركن،عدم توجه به آكادمي عدم و ايجاد امنيت شغلي براي مربيان بود.در حالي كه تيم حريف يعني بارسلونا در همان سالها پروژه اي كه فان خال آن را كليد زده بوده يعني استفاده از بازيكن هاي اكادمي،ايجاد ثبات در تركيب تيمي و بازي بر اساس همكاري هاي گروهي را ادامه داد و با ثبات در كادر فني به تيم اجازه تقويت و استحكام كاري را داد تا اينكه با كمك رايكارد و سپس گوارديولا كه تقريبا از اسطوره هاي تيم بارسا بودند تيمشان به نقطه اي از اتحاد رسيد كه امروز مي بينيم در متن حاضر مقصود تعريف از تيم حريف نيست بلكه مقصود و هدف بيان گوشه اي از مشكلات هست كه تحت عنوان روزي براي آمدن و روزي براي رفتن ناميده شده است.
اما پس از شكست پروژه كهكشاني هاي 1 اكنون و بعد از چند سال فاجعه باري كه كالدرون براي باشگاه رئال به همراه آورد از سال 10-2009 طي يك حركت جديد پروژه جديد ديگري به نام كهكشاني هاي 2 با ورود دوباره فلورنتينو پرز شروع به كار كرد. در اين برنامه جديد بار ديگر اشتباهات قديم از سوي پرز تكرار شد و آن هم خريدن بازيكن هاي بزرگ بود كه صرفا جهت تقويت صندلي مديريتي پرز صورت مي پذيرفت و نتيجه آن شكست پروژه در سال اول بود اما با حضور مربي بزرگي مثل مورينيو اين دوره جديد مسير درستي را شروع نمود و آن هم خريد بازيكن هاي جوان كم نام و نشان و اما آينده دار و در كنار آن استفاده هر چه بيشتر از تيم آكادمي.اين شروع دوباره اميد را در دل طرفداران زنده نمود زيرا تيم هم هجومي كار مي كرد و هم در خطوط دفاعي و مياني حرفي براي گفتن داشت و اين روند تا بازي رفت الكلاسيكو ادامه داشت تا در اين بازي طي يك بازي كاملا ضعيف و غير قابل قبول با شكست مفتضحانه اي پايان يافت البته مسلما نمي توان از كنار اين باخت به سادگي گذشت.در خصوص اين شكست فرضيه هاي متعددي بيان گرديد از جمله مسائل سياسي،عدم توجه به گفته هاي مورينيو در آغاز فصل در خصوص خريد مهاجم(همانطور كه مي دانيم قبل از بازي با بارسلونا مهاجم اصلي تيم يعني گونزالو هيگواين دچار مصدوميت از ناحيه كمر شدو نتوانست تيم را در اين بازي همراهي كندو مربي مجبور به استفاده از مهاجمي بي انگيزه مانند بنزما شد)و مشكلات داوري كه البته اين مسئله مشكلات داوري چيز تازه اي نبود كه در مورد آن صحبت شود.اما در نهايت نمي توان از بازي هماهنگ و سراسر تاكتيك بارسلونا نيز چشم پوشيد.
در پي اين شكست انتقادات از تيم مورينيو كه تا آن لحظه،هر چند تيم جديدي بود،بسيار عالي كار كرده بود شروع شد اما مورينيو به خوبي پس از اين شكست تيم را جمع كرد و چند پيروزي مهم و روحيه ساز بدست آورد و تا حدودي به اين انتقادات پاسخ گفت.
در اين فصل نامي كه چندان براي طرفداران غريبه نبود چون فصل قبل سخنگوي باشگاه بود و او كسي نبود جز خورخه والدانو،والدانوچند فصل پيش زماني كه مورينيو در تيم چلسي بود با او دچار اختلاف نظر هايي شديدي شده بود،اين اختلاف نظر ها هر چند در لحظه ورود خوزه به تيم به ظاهر رفع شده بود اما در طول نيم فصل اول چندين بار بروز نمود كه اين مشكلات موجبات دخالت هاي بي جاي اين مدير ورزشي در كار كادر فني و عدم حمايت كافي از اين كادر را به همراه داشت و اين دخالت هاي بي دليل و عدم حمايت هاي كافي چندين بار موجب اعتراض مورينيو از كادر مديريتي تيم شد كه براي مثال خوزه گفته بود كه باشگاه نبايد پشت مربي پنهان شود و بايد مربي را مورد حمايت قرار دهد يا در خصوص خريد مهاجم هر چند كه مشخص بود هيگواين بعد از مصدوميت و جراحي تا آخر فصل به بازي هاي نخواهد رسيد اما مديران از جمله فلورنتينو پرز و والدانو زمان زيادي را از دست دادند و اين وقت كشي موجب شد تا مهاجمي هوگو آلميدا،كه مورد نظر مربي تيم بود به تيم ديگري منتقل شود و يا بر سر قضيه خريد يورنته مصالح سياسي مد نظر پرز مانع از خريد اين بازيكن در ژانويه شود و حال و پس از مساوي فاجعه بار كه به نوعي اعلام نارضايتي مورينيو از مديران به علت عدم خريد مهاجم بود،ايرادات والدانو در خصوص تركيب تيم(كه از ابتدا بدون مهاجم تعيين شده بود) را بهمراه داشت و اين موجب اعتراض مورينيو در خصوص دخالت مدير ورزشي تيم در تركيب تيم شد و البته اين مساوي تا حدودي مديران را به خود آورد كه به دنبال تسريع در پروژه خريد مهاجم باشند و اين روزها نام مهاجمان زيادي در اطراف تيم رئال وجود دارد كه از جمله آنها مي توان به نيستلروي،آدبايور،فن پرسي وچند گزينه ديگر اشاره نمود.البته اين تنها دليل اعتراض مورينيو به باشگاه و مديران نبود از جمله ديگر دلايل او داوري هاي يك طرفه و ناعادلانه اي بود كه براي تيم خوزه در طول فصل موجب از دست رفتن امتيازاتي از جمله در بازي آلمريا شد و در مقابل اين داوري هاي ناعادلانه به نوعي موجبات امتيازاتي براي تيم حريف شد و از بابت اين داوري هاي ناعادلانه چندان شكايتي از سوي سخنگو و مديران باشگاه به فدراسيون اسپانيا نشد و اين عدم توجه و حمايت موجب اعتراضات بيش از پيش مربي را فراهم نمود.
اين اعتراضات و نارضايتي ها در روزنامه هايي مانند ASبازتاب شديدي داشت و البته طبق روال در روزنامه ها با آب و تاب بسيار بازتاب داده شد.
اميدوارم تا پروژه آغاز شده در دوره مربيگري مورينيو با همكاري هر چه بيشتر مديران و كادر فني مسير درست خود را طي نمايد و امسال را ديگر بدون جام سپري ننمائيم وبا دست پر سال را به پايان رسانيم.